فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٦٠ - اهميت اسماوصفات
يلحدون فى أسمئه سيجزون ما كانوا يعملون.
اعراف (٧) ١٨٠
٢١) لزوم تسبيح و تنزيه اسماى الهى (از هر عيب و نقص):
فسبّح باسم ربّك العظيم* فسبّح باسم ربّك العظيم.
واقعه (٥٦) ٧٤ و ٩٦
فسبّح باسم ربّك العظيم.
حاقه (٦٩) ٥٢
سبّح اسم ربّك الأعلى.
اعلى (٨٧) ١
٢٢) لزوم ياد كردن خداوند با اسماى او:
واذكر اسم ربّك ....
مزمل (٧٣) ٨
واذكر اسم ربّك ....
انسان (٧٦) ٢٥
٢٣) يادكردن نام خدا، از اسباب رستگارى:
قد أفلح من تزكّى* وذكر اسم ربّه فصلّى.
اعلى (٨٧) ١٤ و ١٥
٢٤) امر خداوند به پيامبر (ص) براى قرائت (قرآن) با نام خدا:
اقرأ باسم ربّك الّذى خلق. [١]
علق (٩٦) ١
٢٥) لزوم آغاز كردن كارها با نام «اللَّه» و گفتن (بسم اللَّه):
وقال اركبوا فيها بسم اللّه مجريها ومرسهآ .... [٢]
هود (١١) ٤١
٢٦) بازدارندگان از ياد نام خدا در مساجد در زمره ستمگرترين افراد:
ومن أظلم ممّن مّنع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه وسعى فى خرابها ....
بقره (٢) ١١٤
٢٧) آبادانى مساجد، در گرو ياد كردن نام خدا در آنها:
ومن أظلم ممّن مّنع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه وسعى فى خرابها ....
بقره (٢) ١١٤
٢٨) ياد مستمرّ نام خدا در مكانها، سبب عظمت آنها:
فى بيوت أذن اللّه أن ترفع ويذكر فيها اسمه يسبّح له فيها بالغدوّ والأصال.
نور (٢٤) ٣٦
٢٩) ذكر نام خدا و تسبيح و تقديس او، امرى ارزشمند و والا:
فى بيوت أذن اللّه أن ترفع ويذكر فيها اسمه يسبّح له فيها بالغدوّ والأصال.
نور (٢٤) ٣٦
٣٠) ممنوعيّت تشبيه صفات خدا به صفات خلق:
فلاتضربوا للَّهالأمثال.
نحل (١٦) ٧٤
٣١) راه نداشتن انسان به كنه ذات و صفات الهى:
فلاتضربوا للَّهالأمثال ان اللَّه يعلم و أنتم لاتعلمون. [٣]
نحل (١٦) ٧٤
[١] احتمال دارد مفعول در جمله «اقرء»، محذوف و در اصل، «اقرء القرآن» بوده باشد.
[٢] در متعلّق «بسم اللَّه» بحث است كه آيا «ابتدء» يا «اقرء» يا «استعين» و ... است. از آنجا كه به طور معمول براى آغاز هر كارى از شخصيّت عظيم و محبوبى ياد مىشود، بهتر است متعلّق «بسمله» خصوصا در فاتحةالكتاب كه در آغاز قرآن است، «ابتدء» باشد. بسمله سوره حمد به اتّفاق عالمان شيعه و سنّى، جزو سوره است؛ ولى در بسمله ساير سورهها اختلاف وجود دارد. به عقيده شيعه اماميّه، آن هم جزئى از سوره مربوط است كه براى رعايت اختصار از ذكر همه بسملهها در اينجا خوددارى شد.
[٣] برداشت بر اين اساس است كه «ان اللّه يعلم و أنتم لاتعلمون» تعليل براى جمله «فلاتضربوا للَّهالأمثال» باشد و متعلق و مفعول فعل يعلم و لاتعلمون ذات و صفات خدا باشد. بنابراين معناى جمله چنين خواهد بود: شما براى خدا شريك و مثل نپنداريد؛ چون شما به ذات و حقيقت او پى نخواهيد برد و اين علم، تنها منحصر به خدا است و جز از طريق وى شناخته نمىشود.