معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩
به وجود آوردهاند ، مثل ابعاد سه گانه جسم . به این شکل نیست . حالا آن باشد برای بعد . به هر حال خواستم این نگرانی را جناب عالی نداشته باشید . مطلب دیگری که در مسأله لغو و عبث [ بودن ] خلقت فرمودید ، من به اعتراض کردن شما حق میدهم ولی به اعتراض شما نه ، یعنی شما حق داشتید اعتراض کنید چون بیان من ناقص بود و تعمد هم داشتم ناقص بگذرم ، ولی اعتراض شما درست نیست . این هم که من گفتم مبنی بر مسأله روح است که میخواهم توضیح دهم ، یعنی میخواهم بگویم که قرآن نمیخواهد بگوید در این خلقت جسمانی شما چیزی هست که به درد نمیخورد . آن تشبیه بود که من به مسأله جنین مثال زدم . البته من در اینکه از قرآن حتما این استفاده میشود تردید دارم ولی حرف من این بود و خیلی از اشخاصی که این آیات را توجیه کردهاند این طور توجیه کردهاند ، میخواهند بگویند که عنصر بقای بعد از مرگ الان در شما وجود دارد ، همان مسأله عالم برزخ که عالم برزخ بعد از این خلق نمیشود ، شما الان اینجا یک وجود مثالی برزخی دارید ، الان همراه شما هست . حکمت این چشم و گوش شما همانهایی است که الان شما دارید میبینید ولی شما الان اعضا و جوارح دیگری ، اندام دیگری و خصوصیات دیگری دارید که آنها در این وجود جسمانی شما نظیر اعضا و جوارح جسمانی شماست در عالم رحم ، سنخ آنها اساسا از سنخ این عالم نیست ، از سنخ عالم برزخ است . اینکه من آن را این قدر توضیح ندادم ، چون تا ما مسأله روح را بحث نکنیم ، گفتنش اینجا زائد است . ما خواستیم بگوییم اصلا عنصر قیامت ( یعنی آنچه از ما در برزخ باقی میماند و آنچه در قیامت شخصیت ما را تشکیل میدهد ) الان وجود دارد و اگر این که با ما هست اینجا معدوم شود نظیر این است که نهایت سیر جنین پایان رحم باشد ، که اگر مسئله روح ثابت شود این بیان من درست است و اگر ثابت نشود غلط است . اعتراض کردن شما صحیح بود نه نفس حرف شما ، چون من عمدا بیان را ناقص گذاشتم حق داشتید اعتراض کنید ، ولی [ بیان من ] بر اساسی است که باید بعد روی آن بحث کنیم . ایراد سوم شما مسأله مجازاتها بود . اینجا باز من خیال میکنم که شما هنوز گیر آن مفهوم کلمه مجازات هستید ، یعنی باز مسأله کیفر در ذهن شماست ، کیفر به آن معنایی که ما میگوییم ، همان مفهوم تأدیب کردن ، تنبیه کردن ، تشفی پیدا کردن یا تهدید کردن ، اسباب عبرت دیگران فراهم کردن . عرض کردیم که نه ، [ مفهوم مجازات اخروی ] این نیست ، به این معنا : در مثال تکوین که ذکر کردم ، مثال دیگری هم آقای