معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧
میشوید " ، این حدیث است . فرمودید خواب ( تلقین مغناطیسی ) چون در اختیار انسانهاست جنبه مادی دارد . اولا این جنبه مادی و غیرمادی که شما یک دیوار عظیمی در اینجا قائل شدهاید ، از کجاست ؟ شما چرا اصلا برای مردن مثال به خواب زدید ؟ درباره خود مردن صحبت کنید ، بگویید اگر مردن یک جنبه ماوراء الطبیعی باشد ، پس باید هیچ کس نتواند کسی را بکشد ، چون قرآن میگوید خدا قبض روح میکند ، ملک الموت میآید قبض روح میکند . خدا که میگوید : " « الله یتوفی الانفس حین موتها »" ، اگر خدا قبض روح میکند ، پس هیچ کسی نباید بتواند کس دیگری را بمیراند . نه ، اینها باهم منافات ندارد . آن کاری که بنده میکند غیر از کاری است که خدا میکند . بنده شرایط بقای حیات را در اینجا از بین میبرد . از نظر قرآن این به معنی فانی شدن و تمام شدن نیست . وقتی که این شرایط معدوم شد ، یک چیزی هست که قبض میشود ، یک چیزی هست که از اینجا برده میشود ، یک چیزی هست که دیگر امکان بقا ندارد و چون امکان بقا ندارد گرفته و برده میشود . پس اینها با همدیگر به هیچ وجه منافات ندارد . من ١٠ - ١٥ سال پیش ( همان وقت که صحبت این بود که آن دانشمند ایتالیایی جنین را در خارج رحم پرورش میدهد و روزنامهها سر و صدای زیادی راه انداخته بودند و روی همین [ جهت ] پاپ هم [ این کار را ] تحریم کرده بود که این دخالت در کار خداست و چنین و چنان ) مقالهای نوشتم تحت عنوان " قرآن و مسألهای از حیات " و همین مسأله را آنجا طرح کردم . بنابر این مسأله روح هیچ وقت با این حرفها باطل نمیشود که مثلا اگر روزی بشر قادر شد انسان بسازد و فرض کنیم واقعا از نطفه هم نسازد ، سلولی مثل سلول مرد را از ماده دیگری بسازند و در خارج رحم پرورش دهند و یک انسان تمام بسازند ، [ در این صورت روح باطل است ، خیر ] این به این مسأله ارتباطی ندارد . در مسأله روح ، کسانی که بحث میکنند ، در واقع همین تعبیر است که آیا انسان همه ابعاد وجودش همین ابعاد محسوس است یا یک بعد وجودی دیگری هم دارد که آن بعد وجودی در وقتی که شرایط آن به وجود آمد به وجود میآید ، همین طوری که اگر شرایطی به وجود آید این ابعاد وجودیاش به وجود میآید . در این جهت هیچ فرقی بین همان مثال تلویزیون و ما وجود ندارد . پس شما نگران نباشید ، اگر روزی هم هزارتا انسان بسازند ، با مسأله روح هیچ ارتباط ندارد . حالا اگر ما وارد خود مسأله