معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥
خلافش را بگوید ، ما بیاییم از حالا بگوییم قرآن این را نمیگوید ؟ حالا قرآن این را گفته ، بگویید خلاف علم هم هست ، شما روی آیات قرآن بحث کنید که واقعا قرآن چنین چیزی میگوید یا نمیگوید ؟ اگر ثابت شد قرآن میگوید : آنگاه میرویم دنبال آن مطلب ، اگر ثابت شد نمیگوید که هیچ . ولی چون از نظر ما ثابت است که قرآن میگوید ، میرویم دنبال آن حرف دیگر . شما تمام نگرانی تان از این است که نکند روزی یک موجود زنده و بالخصوص انسان را بسازند . من نمیفهمم این نگرانی چه نگرانی ای است ؟ اگر انسانها انسان را ساختند یا گیاه را ساختند ، آنوقت مگر انسانها گیاه را خلق کردهاند ؟ این عالم قانونی دارد که از آن تخلف نمیکند ، یعنی اگر آن مجموع شرایط مادی برای پیدایش یک گیاه به وجود آید یا به قول کسانی که قائل به روح و نفس هستند اگر مجموع شرایط برای اینکه یک کودک ( نفس ) متولد شود به وجود بیاید ( به هر وسیله به وجود بیاید ، میخواهد عوامل طبیعت آن را به وجود آورند یا انسانها ) محال است که او به وجود نیاید . این را با مثالی ذکر کنم در مثال بهتر میشود مطلب را گفت و آن این است : دو نفر با هم سر تلویزیون مباحثه دارند . تلویزیون گیرندهای را میبینند که عکسها و تصویرهایی را نشان میدهد . این دو نفر در یک چیز باهم اتفاق دارند و آن دستگاه گیرنده است . یکی از این دو نفر میگوید این تصویرهای روی صفحه را همین دستگاه ، خودش ایجاد میکند ، خاصیت همین دستگاه است که ایجاد میکند . دیگری معتقد است که یک دستگاه فرستنده دیگر هست که امواجی را پخش میکند و هر وقت یک دستگاه گیرنده به این کیفیت ساخته شود ، در هر جا که باشد ، صورت آن را منعکس میکند . بعد آن کسی که مدعی است دستگاه فرستندهای نیست که تصویر از آنجا میآید و این خود همین دستگاه است که این تصویر را میسازد ، میگوید الان با دلیل ثابت میکنم ، خودم در جلوی چشمت یک تلویزیون میسازم که تصویر را منعکس میکند . [ در جواب او باید گفت ] این چه حرفی است ؟ اگر شما هزار تلویزیون دیگر هم با دست خودتان بسازید ، باز تازه میشود مثل همه تلویزیونهای دیگر ، وقتی مثل همه تلویزیونهای دیگر شد ، به جبر و ضرورت خاصیت آنها را پیدا میکند ، یعنی آن دستگاه فرستندهای که همیشه در حال فرستادن [ تصویر ] است و یک " آن " از کار خودش غافل نیست ، طبعا [ تصویر را در آن ] منعکس میکند .