معاد
 
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص

معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣

چیز دیگری بوده ، در این دنیا هم همین حالت هست . ما شبیه آن را در این‌ دنیا و در بدن انسان چیزی نمی‌بینیم . خودتان مثل می‌زنید که او اعضایی‌ دارد که به دردش نمی‌خورد و بعد به کارش می‌آید ، اما ما در این دنیا تمام اعضای بدنمان به کار می‌افتد و همه آنها هم مصرف و فلسفه‌ای دارند و شاید از این هم استفاده‌هایی استدلالی برای وجود خدا و هدف و نقشه و طرح‌ داشتن خلقت می‌کنیم . بنابر این ، این تشبیه را چگونه کامل می‌کنید که‌ می‌گویید می‌توانیم این نتیجه را بگیریم که در آینده یک مقدار از اعضاء و جوارح ، احتیاجات و نیازهای روحی مان را می‌خواهد تأمین کند . اما مسأله سومی که آقای مهندس بازرگان سؤال کردند و آقای مطهری جواب‌ دادند و خودشان هم در کتاب راه طی شده یک مقدار جوابش را داده‌اند ، مسأله تناسب بین مجازات و اعمال بود که آقای مطهری جوابی دادند که در کتاب عدل الهی به تفصیل بیان کرده‌اند . آن جواب هم به نظر بنده قانع‌ کننده نیست . ایشان گفتند این مجازاتها یا برای عبرت دیگران است یا برای تشفی افرادی که صدمه دیده‌اند و چون این هر دو نمی‌تواند در دستگاه‌ خلقت و خداوند معنی داشته باشد ، پس هیچکدام از اینها نیست و اصلا این‌ قیاس ما که می‌گوییم مجازات در دنیا باید تناسبی داشته باشد ، ناشی از اشتباهی است که می‌کنیم و الا این مسأله بکلی مسأله دیگری است و به‌ تکوینیات ارتباط پیدا می‌کند . بعد مثلی زده بودند که وقتی ما به کسی‌ می‌گوییم به کنار دره نزدیک نشو ، اگر نزدیک شوی می‌افتی و از بین می‌روی‌ ، این ممکن است خیره سری کند و برود و بعد سقوط کند ، آنوقت به ما اعتراض کنند که این مجازات در مقابل این خیرگی مختصر نامعقول است . اقلا می‌خواستی ٢ متر بیفتد ، چرا ٧٠ متر می‌افتد تا سرش بکلی بشکند ؟ به‌ نظر من این مثل درست نیست . اینجا به این علت به نظر ما درست می‌آید که سازنده دره با قانونگذاری که می‌گوید شما نزدیک دره نشود و تا هستند . آن اولی طبیعت یا خدایی است که دره‌ای را خلق کرده و این یکی بشر یا پدر و مادری است که می‌گوید به این دره نزدیک نشو ، و الا اگر هردوشان یکی‌ بودند ایراد وارد بود ، به او می‌گفتند به چه مناسبت اگر این فرد یک قدم‌ جلو رفت باید نابود شود ، می‌خواستید حد اقل ارتفاع کمتری بگذارید ، و به‌ همین علت هم هست که امروز طرحهای ایمنی جواب اینها را می‌دهد . اما در این حالت که خالق خداست ، به چه مناسبت کسی که چند سالی احیانا در دنیا گناه می‌کند ، باید تا ابد مجازات شود ؟ حالا پاداش را می‌گوییم جود و بخشش خداست ، قابل ایراد هم نیست ، نمی‌خواهیم کمتر هم باشد ، همانی‌ که هست باشد اما در مجازاتش این ایراد را می‌توانیم بگیریم .