معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨
ندارد ، چون اصلا قالیچه غایتی ندارد ، هر چه غایت است مال فاعل است . غایت فعل در جایی گفته میشود که خود فعل به حسب طبیعت خودش متحرک به سوی یک هدف باشد ، مثل گیاهی که از اولی که از زمین سر میزند یا از اولی که شروع به فعالیت میکند به سوی یک کمال و یک رشد میرود . این ، غایت فعل است . درباره خداوند قدر مسلم این است که اصلا غلط است که ما غایت به معنای [ غایت ] فاعل تعبیر کنیم . خدایی که خودش را غنی مطلق و بینیاز مطلق به ما معرفی کرده است و خود را " صمد " معرفی کرده که هر نیازمندی به سوی او متوجه است و او بینیاز مطلق است ، معنا ندارد که بگوییم خداوند از خلقت چه هدفی برای خودش داشت ؟ این است که در اینجا این بحث پیش میآید که از نظر فاعل ، خلقت جز جود هیچ مفهوم دیگری ندارد ، یعنی اشیاء خلق شدهاند نه برای اینکه سودی و نفعی به حال فاعل که ذات پروردگار است داشته باشند ، بلکه برای اینکه خود اینها به آن کمالی که برایشان ممکن است برسند ، که این که فرض و تصورش چگونه است خود مطلبی است ، ولی از نظر خود موجودات ، مطلب خیلی روشن است که غایت در خلقت هر موجودی همان کمال ممکنی است که برای آن موجود هست و به سوی آن کمال ممکن حرکت میکند .
هدفدار بودن خلقت
بر این اساس ، اگر ما برای خلقت غایت قائل هستیم معنایش این است که حرکت اشیاء بی هدف نیست ، حرکت اشیاء بینظم نیست ، کمالی که اشیاء پیدا میکنند کمالی است که به صورت تصادف مطلق به وجود نیامده ، از آن اول که اشیاء حرکت کردهاند به سوی همین کمال میرفتهاند . یک تعبیری آقای دکتر . . . دارند : " تکامل هدایت شده " و این خودش یک مسألهای است از نظر علمی که آیا این تکامل در همین حدودی که علم برای اشیاء میشناسد ، صد در صد تصادف است ؟ یعنی آن سلول اولی که در این عالم به وجود آمده ، این سلول اول را همین طور علل تصادفی یک وقت چرخاندهاند به آنجا ، یک وقت چرخاندهاند به اینجا بدون اینکه هیچ جهتی در سیر آن وجود داشته باشد ولی این تصادفات طوری پیش آمده که منتهی شده به وضع موجود ؟ یا اینکه نه ، در عین اینکه این علل تصادفی و جنگها و تزاحمها بوده ولی