معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠
آنچنان خراب میشود که دیگر درست شدنی نیست ، ماشینی است که یکدفعه
خراب میشو د که دیگر بکلی متلاشی میشود ، یا مثل یک مرکب طبیعی یا
مرکب مصنوعی است که در یک لابراتوار یا در طبیعت تجزیه شود ، وقتی که
تجزیه شد ، آن هویت و شخصیت خودش را از دست داده ، دیگر الان آن [
مرکب ] با آن شخصیتی که بود نیست یا به تعبیر حکما فساد به مفهوم مصطلح
رخ داد و این مرکب فاسد شد . آیا ماهیت مرگ از نظر قرآن فساد و تباهی
است ، همچنانکه مسلم از نظر جسد فساد و تباهی است ، یا نه ، قرآن مردن
را چیز دیگری تفسیر میکند ؟
مجموعا آنچه که ما از آیات قرآن میفهمیم این است که مردن در منطق
قرآن تباهی نیست ، صرف خراب شدن نیست ، انهدام نیست ، بلکه مردن
انتقال است و آن که میمیرد ، در همان آنی که میمیرد ، در لحظهای که
میمیرد ، از اینجا منتقل میشود به جای دیگر و در جای دیگر زنده است ،
هست و هست و هست تا روز قیامت که مسأله قبور و حشر جسمانی پیدا شود و
بدنها از خاکها بیرون بیایند . قرآن البته کلمه عود ارواح بر اجساد را
ندارد ، ولی در عین حال میگوید که مردم از قبرها زنده میشوند . در عین
حال قرآن خود مردن را میگوید که انتقال است ، جدایی است . البته این
چیزی که میگویم استنباط من است ، حالا من آیات را میخوانم ، ممکن است
استنباط شما طور دیگری باشد و خوشوقت میشوم نظر خودتان را بگویید .
آیات زیادی در این زمینه هست . بعضی از آیات آیاتی است که به طور
عموم درباره مردن صحبت کرده ، بعضی به طور خصوص مثلا درباره سعدا خصوصا
شهدا صحبت کرده و بعضی به طور خصوص درباره اشقیا صحبت کرده و بعضی
درباره همه ولی به نحو تقسیم بندی صحبت کرده است . از مجموع اینها این
طور استفاده میشود :
تعبیر قرآن درباره مرگ
آیات عموم که از آنها میشود تفسیر مرگ را از زبان قرآن دانست ، یکی آن آیاتی است که از مرگ به " توفی " تعبیر میکند که این آیات زیاد است : « الذین تتوفیهم الملائکه ظالمی انفسهم »[١] .[١] نحل / . ٢٨