معاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٤
همه سلولها این امکان هست ، بنابراین مانعی ندارد که یک انسان که میمیرد ، از وجود او هزارها انسان دیگر در رستاخیز محشور شوند ، یعنی این انسان به صورت هزار انسان دیگر در قیامت محشور میشود ( این سلول در یک شرایطی ، آن سلول دیگر در شرایط دیگری و . . . ) ، در این صورت در قیامت یک مطهری و یک مهندس بازرگان نیست که بخواهند باهم مباحثه کنند ، صدها هزار مطهری و میلیونها مهندس بازرگان بیرون میآیند ، هر کدام هم که آمدند ، همان " من " هستند . اگر هر سلولی امکان این را داشته باشد که شخصیت شخص را بار دیگر رشد بدهد ، این دلیل بر آن است که شخصیتها در قیامت تکرار میشوند اما شخص آن شخص نیست ، هویت آن هویت فردی نیست ، یک هویت فردی و یک من ( همین منی که الان من هستم ) قطعا نمیتواند میلیونها من باشد . حال اگر از نظر علمی هم نخواهیم قبول کنیم ، قرآن هم برای هر کسی یک شخصیت محشور بیشتر قائل نیست ، نمیگوید شما به صورت اشخاص متعدد محشور میشوید ، [ میگوید ] شما تنها به صورت یک شخص و یک فرد محشور میشوید . این یک سؤال که آیا فقط یک سلول این استعداد را دارد یا همه ؟ و در هر صورت اشکالی به آن وارد است . بعد هم به طور کلی در ملاک شخصیت ( به معنیای که ما عرض کردیم ) چه نظری میدهند ؟ واقعا ما که در آنجا هستیم یک هویت فردی هستیم یا نه ، هویت فردی اصلا دروغ و خیال است ؟ ما یک دستگاه هستیم ، همین طور که این مسجد هم یک دستگاه است و همین طور که بعضی از فرنگیها گفتهاند " من " یک دروغ بزرگ است ، اصلا " من " امر انتزاعی است ؟ همین طوری که شما میگویید تهران ولی تهران وجود ندارد ، یعنی دیگر تهران یک وجودی غیر از وجود این ساختمانها و این مراکز و تشکیلات نیست . تهران یعنی مجموع این ساختمان و آن ساختمان و این خیابان و آن خیابان و این تشکیلات و آن تشکیلات و این خصوصیات . لهذا گاهی تمام این تهران در طول صد سال و دویست سال خراب میشود و از نو آجرهای دیگری از زمینهای دور دست میآورند و ساختمانهای دیگری میسازند ، انسانهای دیگری میآیند ، میگوییم تهران همان تهران است . هزار و دویست سیصد سال است که بغداد بغداد است . این یک امر اعتباری است . بغدادی وجود ندارد ، خانه وجود دارد معدوم میشود میرود یا انسانی وجود دارد میرود ، خیابانی وجود دارد عوض میشود . بغداد وجود دارد به معنی اینکه این