تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩ - زمينه كلى سوره
به ميدانهاى قتال بروند و حال آن كه خداى تعالى سپاه اسلام را با فرستادن لشكرى از ملائكه يارى نمود. ملائكه براى مسلمانان از سوى پروردگار بشارت پيروزى آوردند در اين سوره همچنين سخن از جهاد است و علل و عوامل هزيمت كفار و پيروزى مسلمانان در آيات (١٥ تا ٢٩) سخن از پايدارى در نبرد است، براى خشنودى خداوند و اطاعت از مقام فرماندهى و اجابت دعوت رسول اللَّه (ص) و دورى گزيدن از فتنه و رهايى خويش از جاذبه زن و فرزند و دارايى و متحلى شدن به حليه تقوى و بصيرت.
در آيات (٣٠ تا ٣٥) سخن از مكر كفار است و ادعاهاى باطل آنان، مثل اين ادعا كه مىتوانند همانند قرآن كتابى بياورند يا محاجّه با پيغمبر در باب نازل كردن عذاب بر آنها و نهى از آن گونه نماز گزاردن در برابر خانه كعبه كه بر حسب عادتشان با فريادها و صفير زدنها همراه بود. يا هزينه كردن اموالشان در طريق بازداشتن مردم از روى آوردن به اسلام و اين كه از اين كار هيچ گونه سودى نخواهند برد.
قرآن ضرورت قتال را با كفار را به منظور بر كندن ريشه فتنه آنها بيان مىدارد و مسلمانان را توصيه مىكنند كه بيمى به دل راه ندهند زيرا پيروزيشان نزديك است. خداى تعالى جنگ را با وجود سستى و درنگ فريقى از مسلمانان كه از جنگ بيمناك بودند مقرر مىدارد و آنان را همواره وعده پيروزى مىدهد ولى اين پيروزى آسان به دست نمىآيد و براى تحقق آن شروطى لازم است. از آن شروط است پايدارى و فرمانبردارى و خوددارى از نزاع و خصومت با يكديگر و شكيبايى و مغرور نشدن به خود و دورى از ريا كارى و نيز هر جنگجوى مجاهد بايد كه تحمل هر رنجى كه مىكند براى خشنودى خدا باشد. اما آن گروه كه هدف خود را بازداشتن و انحراف مردم از راه خدا قرار دادهاند دستخوش اغواى شيطاناند. شيطان مىفريبدشان سپس آنان را وا ميگذارد، ولى دين مردم را به جهاد دلير مىكند و اين نه نيرنگ است و نه فريب. و هر گاه/ ٩ كه جنگ فساد را ريشه كن نكند اين سنت خداوند است در زندگى كه ريشه مفسدان را بر مىكند آن سان كه خداى تعالى با