تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣ - تقوى در مسائل و امور مالى
در ميان جنگجويان، باقى مىماند به چه كسى تعلق مىگيرد. اصولا هر گاه داراييهايى آزاد از ملكيت اين يا آن شخص وجود داشته باشد، اين سؤال مطرح مىشود. و از اين رو است كه تعبير قرآنى عام و كلى است و پاسخ آن نيز شامل همه دارييهاى عمومى مىشود يا هر چيزى كه در ملكيت شخص معينى نباشد. البته كلمه انفال دلالت مىكند بر هر چيزى كه افزون آيد و فقها مفهوم آن را توسعه دادهاند تا آنجا كه با ملكيت عمومى در تعابير معمولى ما به يك معنى شده است. كسى كه در آن تصرف مىكند پيامبر است كه خود فرمانده شرعى است و پس از وى خلفاى او هستند. اما موارد تصرف بايد بر حسب ارزشهاى توحيدى باشد و در نتيجه در راه خدا به عبارت ديگر آن هر عملى است كه اهداف رسالت را تحقق مىبخشد و در درجه اول تضمين اجتماعى است براى فقراء و مساكين و نيز هزينه كارگزاران دولتى و خدمتگزاران ملت و مآلا براى نشر رسالت در سراسر آفاق.
قرآن مىگويد كه انفال براى خداست سپس رسول او به اعتبار اين كه خشنودى خدا هدف تصرف در اين داراييهاست و پيامبر يا رهبرى و فرماندهى دستگاه نبوت عامل تحقق اين هدف است.
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ تو را از غنايم جنگى مىپرسند بگو: غنايم جنگى متعلق به خدا و پيامبر است پس از خدا بترسيد.»
تقوى در مسائل و امور مالى
مراد از تقوى در اينجا اداى واجبات مالى و عدم تجاوز به اموال دولتى است كه از آن خدا و رسول اوست، و نيز التزام وحدت و مخالفت نورزيدن در امور است زيرا/ ١٣ هر گروهى مىخواهد سهم بيشترى از اموال دولتى نصيبش گردد از اين رو خداوند به اصلاح روابط اجتماعى فرمان داده است كه مىفرمايد
وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ و با يكديگر به آشتى زيست كنيد.» اين اصلاح ذات البين زمانى به كمال مىرسد كه عوامل فساد آن از ميان