الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ٣٨ - روش على عليه السلام در بيت المال
اما در مورد بذل اموال و دلجويى از مردان به مال، ما نمىتوانيم به هيچ كس بيش از آنچه حق اوست از بيت المال چيزى دهيم. خداى تعالى فرمايد: «چه بسا گروهى اندك بر گروهى بسيار- به فرمان خدا- غلبه كند و خدا با صابران است [٥٣].»
خدا، محمد (ص) را مبعوث داشت و او تنها يك تن بود. از آن پس بر شمار ياران او در افزود و يارانش را بعد از ذلت عزت بخشيد. اگر خداوند بخواهد كه ما اين مهمّ بر عهده داشته باشيم ما را بر كارهاى صعب چيره گرداند و ناهمواريهاى راه هموار سازد. من از رأى تو آنچه خشنودى خدا را در بر داشته باشد مىپذيرم. تو يكى از باايمانترين ياران من هستى و اعتماد من بر تو بيش از همه است تو در نزد من نيكخواهترين ياران منى و انديشه و رأيت از همه به صواب نزديكتر است.
ربيعه [٥٤] و عماره [٥٥] گويند: جمعى از ياران على (ع) نزد او رفتند و گفتند: يا امير المؤمنين، اين اموال به مردم ده و در تقسيم اين اشراف عرب و قريش را بر موالى و عجم برترى نه و نيز به كسانى كه بيم آن است كه به خلاف تو برخيزند و از نزد تو بگريزند مالى بذل كن. اينان اين سخن از آن روى مىگفتند كه معاويه به هر كه نزد او مىرفت چيزى عطا مىكرد.
على (ع) ايشان را گفت: آيا به من مىگوييد كه پيروزى را به پايمردى ستم فرا چنگ آرم؟ به خدا سوگند، تا اين خورشيد مىدمد و اخترى بر آسمان مىدرخشد چنين نكنم كه مىگوييد.
و اللّه اگر كه آن مال نه از بيت المال، كه از آن من مىبود بازهم ميانشان مواسات مىورزيدم، پس چگونه چنين نكنم در حالى كه مال متعلق به آنهاست؟
سپس چندى خاموش ماند، آنگاه سر بر آورد و گفت: هر كه را مالى در دست است بايد كه از فساد بر حذر باشد، زيرا بذل مال به كسى كه حق او نيست تبذير و اسراف است. كه اين كار اگر چه بخشنده را در ميان مردم پرآوازه مىكند، در نزد خداى تعالى پست مىگرداند. هر كس مال خود نه به جاى خود صرف كند يا نزد نااهل نهد خداوند او را از سپاس آنان محروم گرداند و دوستىشان نصيب ديگر كسان كند و اگر در ميان آنها كسى باقى ماند كه بازهم به او اظهار دوستى كند و سپاسش گويد به يقين چاپلوس و دروغزن است كه خود را به او نزديك مىكند تا بازهم از داراييش بهره جويد، زيرا اگر دوستش مسكين شود و به يارى او نيازش افتد و خواهد كه بخششهاى او جبران كند، در اين حال بدترين دوست خود را در مقابل خود خواهد ديد.
هر كس مالى را كه خدايش عطا كرده بخواهد انفاق كند، بايد به درد خويشاوندان رسد يا ضيافتى نيكو دهد يا اسيرى را از اسارتش برهاند يا وامدارى را يارى كند يا در راه مانده و فقير و مهاجرى را مدد رساند. و خود در برابر نوائب دهر و حوادث روزگار پايدارى ورزد و دستيابى به اين خصال دستيابى به مكارم دنيا و درك فضايل آخرت است.
شهر بن حوشب [٥٦] گويد كه على (ع) به اصحابش مىگفت: امتهايى كه پيش از شما بودند، هلاك نشدند مگر بدان سبب كه مرتكب معاصى مىشدند و پيشوايان دينى آنان را منع