الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ٣١ - بسيج كردن على عليه السلام مردم را
«در راه خدا به جهاد رويد» سرانشان گفتند: «نه، در هواى گرم به جنگ مرويد [٣٠]» خداى تعالى به پيامبرش گفت بگو: «آتش جهنم گرمىاش سختتر است، اگر مىفهميد [٣١]» به خدا سوگند اگر مؤمن را با اين شمشير بر بينى زنم تا مرا دشمن دارد، دشمن نخواهد داشت و اگر همه نعمت دنيا را به دامن كافر ريزم، دوستى من به دل راه نخواهد داد. و اين همان است كه بر زبان پيامبر امّى گذشت كه گفت: «مؤمن با تو دشمنى نكند و كافر با تو دوستى نورزد» آرى ستمپيشگان و دروغپردازان نوميد شوند.
اى مردم كوفه، به خدا سوگند اگر بر قتال دشمنتان پاى نفشريد قومى بر شما مسلط شوند كه شما از آنان اولىتر به حق هستيد. پس گرفتار عذابتان خواهند كرد، خدا نيز آنان را به دست شما يا به هر وسيله ديگر كه خواهد عذاب كند. آيا از كشته شدن به شمشير مىگريزيد تا در بستر راحت بميريد؟ گواهى مىدهم كه من از رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىگفت: «مردن بر بستر سختتر است از ضربت هزار شمشير و مرا جبرئيل اين خبر داد.» آرى آنچه شنيديد خبرى بود كه جبرئيل به رسول اللّه داده است.
رفيع بن فرقد گويد كه خود اين سخن را، در منبر، از على (ع) شنيده است.
مغيره ضبّى [٣٢] گويد: اشراف كوفه با على (ع) دو رويى مىكردند و در نهان هواى معاويه در سر داشتند. زيرا على (ع) از غنايم كسى را بيش از حقش نمىداد، در حالى كه معاوية بن ابى سفيان هر يك از اشراف را دو هزار دينار عطا مىداد.