الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ١٨٣ - حمله سفيان بن عوف غامدى بر انبار
خاندانهايمان بر باد رود باك نداريم. على (ع) گفت: بسيج نبرد كنيد كه به سوى دشمن رويم.
چون به خانه در آمد، بزرگان اصحاب نيز با او به خانه در آمدند. على (ع) گفت: مردى دلير و پايدار و نيكخواه را به من پيشنهاد كنيد تا برود و مردم را از سواد گرد آورد. سعيد بن قيس گفت: يا امير المؤمنين اگر نيكخواه و اديب و دلير و پايدار خواهى تو را به معقل بن قيس تميمى اشارت مىكنم. على گفت: آرى. و در حق او دعا كرد. او برفت ولى بازنگرديد تا امير المؤمنين (ع) به شهادت رسيد.
ابو مسلم گويد: شنيدم كه على (ع) مىگفت: اگر بقيه مسلمانان نبودند، شما هلاك مىشديد.
اسماعيل بن رجاء زبيدى گويد: على (ع) بعد از اين گفتار برايشان سخن راند، و پس از حمد و ثناى بارى تعالى فرمود:
«اى مردمى كه به تن در يكجا گرد آمدهايد و به رأى و عقيدت پراكندهايد. آنكه شما را به يارى فراخواند پيروز نشود و آنكه شما گريبانگيرش شويد روى آسودگى نبيند. سخن شما صخرههاى سخت را سست گرداند و اعمال شما دشمنانتان را به طمع دست يافتن بر شما اندازد. اگر گفتم كه در گرما به سوى ايشان در حركت آييد، گفتيد: بگذار تا گرما دست از سر ما بر دارد و اگر گفتم كه در زمستان به سوى ايشان در حركت آييد، گفتيد: بگذار تا زمستان سر آيد، چون وامدارى كه پىدرپى مهلت خواهد. آنكه از شما پيروزى جويد چونان كسى است كه از تير بىسوفار پيروزى مىجويد. ديگر سخن شما باور نمىدارم و به يارى شما اميد نمىبندم. خدا ميان ما و شما جدايى افكند. اكنون كه ديگر خانهاى نداريد از كدام خانه دفاع مىكنيد؟ و بعد از من همراه كدام امام به جهاد مىرويد. بدانيد كه پس از من به استبدادى گرفتار آييد كه گمراهان آن را شيوه و سيرت خويش خواهند ساخت. و فقر به خانههايتان در آيد و شمشير برنده بر گردنهايتان جاى گيرد. در آن هنگام تمنّاى آن داريد كه كاش مرا مىديديد و همراه من جنگ مىكرديد و كشته مىشديد. آرى آنچه شما را گفتم چنان خواهد شد.»
عطيّه [٥٥] گويد: على (ع) به ايشان مىگفت: «در كوفه مسجدهايى است مبارك و مسجدهايى است لعنت شده. از مساجد مبارك، مسجد قبيله غنىّ است. به خدا سوگند كه در قبلهاش كژى نيست، مردى مؤمن آن مسجد بنا كرده است. جاى آن در ناف زمين است.
سرزمينش لطيف است، شبى و روزى نمىگذرد جز آنكه چشمهاى در آنجا گشوده مىشود.
در دو جانبش دو باغ است. مردمش ملعوناند و از آن مسجد بىبهره.
ديگر مسجد جعفى، مسجدى است مبارك، بسا كه مردمى از غيب در آنجا گرد آيند، و نماز خوانند ديگر مسجد ابن ظفر، مسجدى است مبارك به خدا سوگند در زير آن صخره سبزى است كه هر پيامبرى كه خدا مبعوث كرده تصويرش در آن صخره نقش است. و آن مسجد سهله است.