الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ٢٠٥ - و ديگر نجاشى شاعر بود
است كه زن تو اخبار را بر افسار اسبها مىنوشت و به على مىفروخت؟ هيثم گفت: آرى. ولى از اين سؤال به خشم آمد. معاويه او را دلدارى داد و اميدوار ساخت و وعده صله داد.
محارب بن ساعده ايادى گويد: نزد معاوية بن ابى سفيان بودم جمعى از مردم شام هم بودند و جز شاميان ديگرى نبود. كه معاويه گفت: اى مردم شام مىدانيد كه تا چه حد شما را دوست مىدارم و مىدانيد كه با شما چگونه رفتار مىكنم. حتما خبر يافتهايد كه على (ع) با مردم عراق چه مىكند و مردم شريف را با مردم گمنام و كم قدر برابر مىشمارد. يكى از شاميان گفت:
دولتت پاينده باد بالهاى قدرتت نشكند و فرزندت همواره در كنارت باد و فقدان تو را نبينيم.
معاويه پرسيد: در باب ابو تراب چه مىگوييد؟ يكى از حاضران هر چه بر زبانش آمد بگفت و معاويه خاموش بود. عمرو بن عاص و مروان بن حكم نيز زبان به نكوهش على (ع) گشودند و به ناحق سخنانى گفتند.
يكى از مردم كوفه كه خود را در ميان شاميان جاى داده و به مجلس در آمده بود از آخر مجلس بر جست و گفت: «اى معاويه در باب على (ع) از كسانى سخن مىپرسى كه در گمراهى خويش سر گردانند و دنيا را بر آخرت ترجيح دادهاند، به خدا سوگند اينان را اگر از مسائل دينشان بپرسى در جواب درمانند، چگونه توانند على (ع) و فضايل او را بشناسند. اكنون به من گوش فرا ده تا بگويم على (ع) كيست آنسان كه نه تو فضايل او انكار توانى كرد و نه آنكه بر دست راستت نشسته است- يعنى عمرو بن عاص- على (ع) مردى است كريم الاصل و سرفراز. خدا به وجود او بنياد فساد بر افكند و اساس شرك درنورديد و شيطان و دوستان او را فرو ماليد و كاخ ستم سرنگون نمود و بساط عدل بگسترد و زبان دين بر گشاد و چشمهسار آن دلپذير ساخت و تاريكيها را روشن نمود و ستمديدگان را يارى كرد و بناى نفاق را فرو ريخت و از ظالمان انتقام گرفت و مسلمانان را پيروز گردانيد. على (ع) پرچم برافراشته حق است و پناه بىپناهان است و بهار روح است و ملجأ خواهندگان است و دوست و ياور گريختگان است.
چون باد رحمت است كه ابرهاى پراكنده را در يك جاى گرد آورد تا به يكديگر بپيوندند و يكپارچه شوند، آنگاه در جاى خويش قرار گيرد و آذرخشهايش بدرخشد و رعدش بغرد و بارانش فرو ريزد و تشنگان سيراب كند و باغها بروياند و شهرها را آب دهد و بستانها و كشتزارها سرسبز گرداند و پرگل سازد. آرى على (ع) همانند اين ابر است. على (ع) سرور عرب است و امام امت است و برترين همه آنها و داناترين همه آنها و زيباترين همه آنها و خردمندترين همه آنها.
براى مردم راه و روش هدايت بشرح بازگفت در حالى كه آنان در ورطه هلاكت بودند.
به خدا سوگند، چون كارها شبههانگيز شود و مردان جسور به وحشت افتند و چشمها در چشمخانه به خون نشيند و همگان دستخوش اضطراب شوند و شمشيرها بدرخشد در چنين حالتى على (ع) را بينى با دلى استوار و هيبت و سطوتى بىهمانند كه ترسندگان بدو پناه جويند و على (ع) آنان را زير چتر حمايت خود گيرد و بدان هنگام و در آن هنگامه كه سواران خصم در