الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ١٨٧ - حمله سفيان بن عوف غامدى بر انبار
براى شبزندهدارى از بستر خود پهلو تهى مىكنند؟ مرا مىگويى كه آنان را طرد كنم و از ستمكاران گردم. سوگند به كسى كه دانه را رويانيد و جانداران را بيافريد كه از محمد (ص) شنيدم كه مىگفت: به خدا قسم آنان شما [عربها] را خواهند زد تا به دين بازگرديد همچنان كه شما ايشان را در آغاز مىزديد تا به دين درآيند.
مغيره ضبّى گويد: على (ع) به موالى علاقه مىورزيد و به آنان مهربان بود ولى عمر از آنان بيزار بود و دورى مىكرد.
نعمان بن سعد گويد: على (ع) را ديدم كه بر منبر سخن مىراند و مىگفت: ثمودى كجاست؟ اشعث سر كشيد. پس مشتى سنگريزه برداشت و بر صورت او زد چنانكه خونين شد و او بگريخت و مردم نيز با او گريختند و على (ع) مىگفت: هلاك باد صاحب اين چهره، هلاك باد صاحب اين چهره.
يحيى بن سعيد از پدر خود روايت كند كه گفت: على (ع) سخن مىراند و مىگفت:
هرآينه مردم را دو خصلت به هلاكت رسانيد و آن دو خصلت كسانى را نيز كه پيش از شما بودند هلاك كرد و كسانى را هم كه بعد از شما آيند هلاك كند: آرزويى كه آخرت را از ياد ببرد و هوا و هوسى كه انسان را گمراه سازد. سپس از منبر به زير آمد.
اصبغ بن نباته گويد: على (ع) سخن آغاز كرد و پس از حمد و ثناى خداوند و درود و سلام بر پيامبر گفت:
«اما بعد، شما را به ترس از خدا سفارش مىكنم. خدايى كه دوستانش از اطاعت او سود مىبرند و دشمنانش از معصيت او زيانمند مىگردند. و بدانيد كه عذر كسى كه از روى عمد ضلالت را هدايت پندارد و حق را به بهانه اينكه ضلالت است ترك گويد پذيرفته نيايد. و هرآينه، شايستهترين چيزى كه رهبر بايد در باب رعيتش بر عهده گيرد اين است كه آنان را به وظايف دينىشان آشنا سازد و بر ماست كه شما را به انجام فرايض امر كنيم همان گونه كه خدا امر كرده است و از آنچه خداى تعالى نهى كرده است نهى نماييم. و فرمان خدا در ميان مردم دور و نزديك بر پاى داريم و از كسى كه حكمى درباره او صادر گرديده باك نداريم و ما مىدانيم كه مردمى هستند كه در دين خود در پى آرزوها و هواهاى خويشتن هستند و مىگويند كه ما با نمازگزاران نماز مىگزاريم و همراه با جهاد كنندگان، جهاد مىكنيم و تحمل رنج هجرت مىنماييم و دشمن را مىكشيم. همه اينها كارهايى است كه مردم ديگر هم به انجام مىرسانند.
ايمان به ظاهرسازى و آرزو در دل پروردن نيست. نماز را وقتى است كه رسول خدا مقرر كرده و جز در آن وقت نماز درست نباشد. پس وقت نماز صبح وقتى است كه شب سپرى گردد و خوردن و آشاميدن بر روزهدار حرام شود. و وقت نماز ظهر در گرماى تابستان وقتى است كه سايه تو به قدر تو شود و در زمستان از وقت زوال خورشيد است از فلك و اين زمانى است كه