الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ١٣ - مدخل به قلم مترجم
آورده قرآن مسجد اعظم را بر آن آويخته بودند و ده تن آن را نگاه داشته بودند ... با يكصد قرآن به پيشباز على آمدند و در هر كران لشكر هم دويست قرآن نهادند و روى هم پانصد قرآن بر آورده بودند [٩]».
لشكر على (ع) گفت: بايد به كتاب خدا پاسخ گوييم. على (ع) گفت: «اى بندگان خدا شما بر حق هستيد به نبرد با دشمن ادامه دهيد. معاويه و ابن معيط و حبيب و ابن ابى سرح و ضحاك را من بهتر مىشناسم. اينان اصحاب دين و قرآن نيستند. از كودكى، اينان را تا سالمنديشان مىشناسم در كودكى شريرترين كودكان بودهاند و در سالمندى شريرترين سالمنداناند. واى بر شما، اين قرآنها را جز براى شما بر سر نيزه نكردهاند. گفتند: نمىتوانيم كه ما را به كتاب خدا خوانند و پاسخ نگوييم و نپذيريم.
على (ع) گفت: به خدا سوگند ما با اينان مىجنگيم تا به كتاب خدا ايمان آورند زيرا كتاب خدا را به يكسو انداختهاند. مسعر بن فدك و زيد بن حصين- كه بعدا در شمار خوارج در آمدند- گفتند: يا على به حكميت كتاب خدا گردن نه و الّا همه شما را تسليم آنان مىسازيم يا با تو آن خواهيم كرد كه با عثمان بن عفان كرديم [١٠].» على به ناچار مالك اشتر را كه طلايههاى پيروزى بر او نمودار شده بود، فرا خواند و به جنگ پايان داد.
چون قرار بر آن شد كه از سوى على (ع) حكمى و از سوى معاويه حكمى برگزيده شود ياران على (ع) حتى حاضر نشدند كه اين حكم كسى باشد كه على (ع) مىپسندد.
على (ع) گفت كه ابن عباس يا مالك اشتر و آنان مىگفتند: نه، ابو موسى. على (ع) مىگفت كه به ابو موسى اطمينان ندارد كه خود از او جدا شده و مردم را از گردش پراكنده است و از او گريخته. ولى آنان جز به ابو موسى رضا نمىدادند. از سوى معاويه عمرو ابن العاص معين شد كه يار يكدل او بود.
مردم از صفين بازگشتند. على (ع) نيز بازگشت.
پس از رضايت على (ع) بر حكميت شمارى از ياران او سر به مخالفت بر داشتند كه «لا حكم الّا للّه» معاويه مردى طاغى و باغى است و جنگ با چنين كسى به موجب نص صريح قرآن بر مسلمانان واجب است و در چنين امرى نمىتوان حكم برگزيد و هر كه چنين كند مرتكب معصيت شده است. چون على (ع) از صفين به كوفه بازگرديد، دوازده هزار تن از همراهى او سر برتافتند و به حروراء رفتند. على (ع) پس از آنكه نخست ابن عباس را به ميانشان فرستاد خود به نزد آنها رفت و پرسيد كه زعيم شما كيست؟ گفتند: ابن الكوّاء. على (ع) از او پرسيد كه اين خروج را چه معنى است؟
گفت به سبب حكميت در روز صفين. على (ع) گفت: شما را به خدا سوگند مىدهم مىدانيد كه اين حكميت رأى من نبود، بلكه رأى شما بود. من شرط كردهام كه حكمين به حكم قرآن داورى كنند. اگر چنين كنند كه بحثى نيست و اگر نكنند به حكمشان گردن