الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ١٢٩ - خبر بنى ناجيه
با جماعتى برگشته از دين و مشتى عجمان كه از دادن خراج سر بر تافتهاند و جمعى از دزدان و كردان پيكار مىكنيد. به من بنگريد، چون حمله كردم شما نيز همانند يك تن شانه به شانه حمله كنيد.
معقل بر همه صفوف گذر كرد و همه را چنين سفارش نمود. آنگاه بازگرديد و به ميان صفوف در قلب جاى گرفت. ما به او مىنگريستيم تا چه خواهد كرد. پرچم خود را دو بار تكان داد و بار سوم كه تكان داد حمله كرد و ما همگان از پى او حمله كرديم. به خدا سوگند ساعتى بيش مقاومت نتوانستند رو به گريز نهادند. هفتاد عرب از بنى ناجيه و پارهاى ديگر كه به ياريشان آمده بودند و قريب به سيصد تن از عجمان و كردان را كشتيم.
كعب بن قعين گويد: در ميان كشتگان عرب دوست خود مدرك بن ريّان را ديدم. خرّيت همچنان كه مىگريخت برفت تا به ساحل دريا رسيد. در آنجا جماعتى كثير از قومش مىزيستند. خرّيت در ميان آنان به گردش پرداخت و ايشان را به مخالفت با على (ع) مىخواند و به جدايى از او ترغيبشان مىكرد. و مىگفت بدانيد كه هدايت در جدايى از على (ع) و جنگ با او و مخالفت با اوست. عاقبت جمع كثيرى از مردم متابعتش كردند.
معقل بن قيس در اهواز ماند و به على (ع) فتحنامه نوشت. من اين فتحنامه به على (ع) رساندم. در نامه معقل آمده بود:
بسم اللّه الرحمن الرحيم به بنده خدا على امير المؤمنين (ع) از معقل بن قيس. سلام باد بر تو. خداى يكتا را كه هيچ خدايى جز او نيست ستايش مىكنم. اما بعد، ما با آن گروه از دين برگشتگان روياروى شديم. اينان تا بر ما غلبه يابند از جماعتى از مشركان يارى خواسته بودند. بسيارى از آنها را كشتيم و در اين كار از سيرت و روش تو تجاوز نكرديم. يعنى كسى را كه در حال گريز بود نكشتيم و هيچ اسيرى را نكشتيم و آن را كه مجروح شده بود نكشتيم. خداوند تو و مسلمانان را پيروز گردانيد، سپاس خداى جهانيان را. و السلام.
نامه را به امير المؤمنين دادم. آن را براى اصحابش خواند و از ايشان رأى و نظر خواست.
همه يك رأى داشتند و آن اينكه: براى معقل نامه نويسد كه از پى آنان برود و آن قدر تعقيبشان كند كه همه را بكشد، يا به كلى از سرزمين اسلام دورشان كند، زيرا بيم آن است كه مردم را بر تو بشورانند. على (ع) مرا با اين نامه به نزد معقل بازگردانيد:
اما بعد، سپاس خداى را كه يارانش را مؤيد گردانيد و دشمنانش را خوار و ذليل. خداوند تو را و مسلمانان را جزاى نيكو دهد. از امتحان نيكو بر آمديد و وظيفه خويش نيكو به جاى آورديد. از افراد قبيله بنى ناجيه سراغ بگير، اگر شنيدى كه در بلدى از بلاد مسلمانان جاى