الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ٢٠٩ - قريش و بنى اميه يكسره مخالف او بودند
آنگاه كه در خانه خود گوشه گرفت و بر على (ع) درود مىفرستاد.
يحيى از پدرش بازهم روايت مىكند كه گفت: من و زبيد ايامى بر قمير زن مسروق وارد شديم، پس از مرگ مسروق. زن براى ما حكايت كرد كه مسروق و اسود بن يزيد دشنام دادن به على (ع) را از حد گذرانيده بودند. ولى مسروق نمرد تا آنگاه كه در هر نماز كه در خانه مىخواند بر على (ع) درود مىفرستاد. پرسيدم سبب چه بود؟ گفت: چيزى از عايشه شنيده بود كه در نكوهش خوارج از پيامبر (ص) روايت كرده بود. ولى اسود با همان باور كه درباره على (ع) داشت از دنيا برفت.
ديگر ابو برده، پسر ابو موسى اشعرى بود.
عبد الرحمن بن جندب گويد: ابو برده زياد را گفت: شهادت مىدهم كه حجر بن عدىّ به خدا كافر بود چونان كفر على بن ابى طالب.
و گويد: ابو برده پسر ابو موسى اشعرى به ابو العاديه جهنى قاتل عمّار بن ياسر گفت: تو عمّار را كشتهاى؟ گفت: آرى. گفت: دستت را بگشاى چون گشود بر آن بوسه داد و گفت: اين دست را هرگز آتش دوزخ نسوزاند.
ديگر ابو عبد الرحمن سلمى بود.
عطاء بن سائب [٨٠] گويد: مردى به ابو عبد الرحمن گفت: تو را به خدا سوگند مىدهم كه آنچه از تو مىپرسم به من بازگويى. سپس گفت: آيا دشمنى تو با على از آن روزى نبود كه او به مردم كوفه مالى تقسيم مىكرد و به تو و اهل بيتت هيچ چيز نرسيد؟ گفت: حال كه مرا به خدا سوگند دادهاى، آرى، چنين است.
سعد بن عبيده [٨١] گويد: ميان حيّان و ابو عبد الرحمن سلمى در باب على (ع) سخنانى رفت. ابو عبد الرحمن روى به حيّان كرد و گفت: مىدانى كه سرورت را چه چيز به خون ريختن دلير كرد؟- يعنى على بن ابى طالب را- گفت: بگو تا بدانم. چه چيز او را به خون ريختن دلير كرد؟ گفت: شنيدهايم كه پيامبر (ص) به اصحاب بدر گفت: هر چه خواهيد بكنيد، خدا شما را آمرزيده است. يا سخنى به همين مضمون.
از مخالفان على (ع) در حجاز، ابو هريره بود و عبد اللّه بن عمر و عبد اللّه بن زبير و زيد بن ثابت و قبيصة بن ذؤيب و عروة بن زبير و سعيد بن مسيّب.
قريش و بنى اميه يكسره مخالف او بودند.
شريح بن هانى گويد: على (ع) مىگفت: بار خدايا در برابر قريش از تو يارى مىجويم.
اينان پيوند خويشاوندى با مرا بريدند و مرا محروم داشتند و عظمت منزلت من كوچك شمردند و همگان همدست شده به خلاف من برخاستند.
مسيّب بن نجبه فزارى گويد: على (ع) مىگفت كه هر كس از بنى اميه را يافتيد سرش را در آب فرو كنيد و همچنان در آب نگاهش داريد تا اندرونش پر از آب شود.