الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ١٣٩ - بخش دوّم خبر عبد اللّه بن عامر حضرمى در بصره
خبر عبد اللّه بن عامر حضرمى در بصره
عمرو بن محصن [١] گويد: چون محمد بن ابى بكر در مصر كشته شد و معاويه بر آن ديار غلبه يافت. روزى عبد اللّه بن عامر حضرمى را فراخواند و او را گفت: خواهم كه به بصره روى.
زيرا بيشتر مردم آن ديار درباره عثمان بر همان عقيدتاند كه ما هستيم و قتل او را بس بزرگ مىدارند و در طلب خون او بسى كشته دادهاند و انتقام كشتگان خويش نگرفتهاند و از آنچه بر سرشان آمده سخت به دل كينه گرفتهاند و در پى بىآن هستند كه كسى را بيابند كه آنان را فراخواند و گرد آورد و براى گرفتن انتقام خون عثمان بسيج كند و چون به بصره روى بايد كه از قبايل ربيعه حذر كنى و در ميان قبايل مضر فرود آيى و با قبايل ازد دوستى ورزى. كه ازديان- جز اندكى- همگى با تواند و- اگر خدا خواهد- با تو مخالفت نخواهند كرد. در هر حال از هر كه نزد او مىروى بيمناك باش.
عبد اللّه بن عامر گفت: من تير تركش توام و بارها مرا آزمودهاى با هر كه با تواش سر جنگ باشد مىجنگم و در نبردى كه بر ضد قاتلان عثمان ساز كردهاى پشتيبان تو هستم. هر زمان كه خواهى مرا بفرست.
معاويه گفت: فردا، بامداد، اگر خدا خواهد.
پس عبد اللّه بن عامر با معاويه وداع كرد و دست به دست او داد و از نزدش بيرون شد.
شب هنگام معاويه و يارانش به گفتگو نشستند. معاويه گفت: اكنون ماه در كدام منزل است؟ گفتند در منزل سعد ذابح [٢]. معاويه اين زمان را ناخوش داشت و نزد عبد اللّه بن عامر كس فرستاد كه از حركت بازايست تا رسول من به نزد تو آيد. و عبد اللّه درنگ كرد.
معاويه صلاح در آن ديد كه به عمرو بن عاص نامه نويسد- و عمرو در آن روزگار عامل او در مصر بود- و از او نظر و رأى خواهد. معاويه به عمرو چنين نوشت: