الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ١٥١ - بخش دوّم خبر عبد اللّه بن عامر حضرمى در بصره
همراه او بود و از مردم يمن كسى جز من همراه او نبود و مرا در تشيع عقيدتى استوار بود.
به جاريه گفتم: اگر خواهى با تو بيايم و اگر نخواهى به نزد قوم خود مىروم. گفت: با من بيا و در آنجا كه من فرود مىآيم فرود آى. به خدا سوگند كه دوست دارم پرندگان هوا و حيوانات صحرا هم مرا بر ضد آنان يارى كنند تا چه رسد به آدميان.
كعب بن قعين گويد: على (ع) نامهاى به جاريه داد و گفت آن را براى اصحابش بخواند. رفتيم تا به بصره در آمديم. جاريه نخست پيش زياد رفت. زياد او را خوشامد گفت و در كنار خويش جاى داد. با او نجوا مىكرد و چيزهايى مىپرسيد. جاريه از نزد او بيرون شد. بهترين سفارشى كه زياد به او كرد اين بود كه گفت: بر جان خويش بترس، مباد به تو هم آن رسد كه به آن مرد كه پيش از تو آمده بود، رسيد. جاريه از نزد زياد به ميان ازديان رفت. سخن آغاز كرد و گفت: خدايتان جزاى خير دهاد، رنج شما چه بزرگ است و ابتلاى شما چه نيكو و اميرتان را چه نيك فرمان مىبريد. آن حق را كه منكرانش ضايع كردند شما شناختيد و چون ديگران دعوت به راه هدايت را ترك گفتند، شما به راه هدايت دعوت كرديد. آنگاه نامه على (ع) را بر آنان و شيعيان على (ع) و ديگران بخواند. در آن نامه آمده بود:
از بنده خدا، على امير المؤمنين، به هر كس از ساكنان بصره كه اين نامه بر او خوانده مىشود، از مؤمنان و مسلمانان. سلام بر شما باد.
اما بعد، هرآينه خدا بردبار است و در عقوبت درنگكننده. پيش از حجت و بينت كس در عقوبت شتاب نكند و در نخستين وهله گناهكار را بازخواست نمىكند. خداوند توبهپذير است و همچنان در عقوبت درنگ مىكند و با توبه و بازگشت خشنود مىگردد.
تا حجت تمام شود و پوزش خواهندگان بهتر پوزش خواهند. اى مردم، با اين ستيزهجويى و دشمنى كه در پيش گرفتهايد همگان مستحق عقوبت شدهاند ولى من گناهكارتان را عفو كردم و از آن كسان كه از من روى بر گرداندهاند شمشير بر داشتم و آن را كه به من روى مىآورد پذيرا آمدهام. از شما بيعت گرفتهام. اگر به بيعت من وفا كنيد و اندرز من بپذيريد و به فرمان من عمل كنيد به حكم كتاب خدا و سنت پيامبر و طريق حق با شما رفتار خواهم كرد و طريق هدايت را در ميان شما اقامه خواهم نمود. به خدا سوگند از آن زمان كه محمد (ص) از اين جهان رخت بر كشيده فرمانروايى را نمىشناسم كه اين راه و روش بهتر از من شناسد و در اين راه بهتر از من گام بر دارد. اينكه مىگويم سخنى راست است بىآنكه قصد نكوهش گذشتگان داشته باشم يا بخواهم در اعمال، آنان را به نقص موصوف دارم. ولى اگر هواهاى ناروا و انديشههاى نابخردانه و دور از حق شما را به دشمنى و مخالفت با من وادارد، بدانيد كه اسبهايم را با زين و ستام مهيّاى پيكار ساختهام و پاى در ركاب عزيمت آورم. به خدا سوگند، اگر مرا ناچار سازيد كه به