الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ١٤٠ - بخش دوّم خبر عبد اللّه بن عامر حضرمى در بصره
بسم اللّه الرحمن الرحيم «از بنده خدا معاويه امير المؤمنين به عمرو بن عاص (پس از جنگ صفين و رأى آن دو حكم امير المؤمنين خوانده مىشد) سلام بر تو باد.
اما بعد، انديشهاى در سر دارم و بر آنم كه به انجامش رسانم ولى آنچه مرا از آن بازمىدارد اين است كه مىخواهم از رأى تو آگاه گردم. اگر در آنچه در سر دارم با من موافقت كنى، خدا را سپاس گويم و آن انديشه را جامه عمل مىپوشم و اگر مخالفت ورزى به خدا پناه مىبرم و از او رهنمود مىجويم. من در كار مردم بصره نگريستم، ديدم كه بيشترين ياران و دوستان ما هستند و دشمنان على. و تو خود مىدانى كه على خون آنان بريخت و اكنون آن كينه در دلهايشان جاى گرفته به گونهاى كه هرگز بيرون نشود. از سوى ديگر مىدانى كه قتل محمد بن ابى بكر به دست ما و سركوبى مصريان، آتش افروخته اصحاب على را در سرتاسر آفاق خاموش كرده و پيروان ما را در هر جاى كه باشند سرفرازى بخشيده است.
كسانى كه در بصره هستند در اين باب چون ديگر مردم به همان رأى و نظر رسيدهاند كه ما رسيدهايم ولى در هيچ جاى ديگر كسانى را نتوان يافت كه در مخالفت با على از مردم بصره به شمار بيشتر و سرسختتر و پايدارتر باشند. پس چنان ديدم كه عبد اللّه بن عامر حضرمى را به نزد آنان فرستم. ابن عامر را گفتهام كه بر قبايل مضر فرود آيد و با قبايل ازد دوستى ورزد و از ربيعه حذر كند. آنگاه به خونخواهى عثمان آواز در دهد و آنچه على بر سر مردم آن ديار آورده فرايادشان آورد كه چگونه خون جمعى از صالحان كه برادران يا پدران يا فرزندان ايشان بودند، بر زمين ريخت. اميد من اين است كه با اين كار مردم اين ناحيه از زمين به خلاف على برخيزند و از آن پس ياران على از هر سو كه آيند و هر چند كه كوشند راه به جايى نبرند. اين رأى من است تا رأى تو چه باشد؟
فرستاده مرا بيش از يك ساعت كه جواب نامه مرا مىنويسى نزد خود نگاه مدار خداوند ما را و تو را راه بنمايد. و السلام عليك و رحمة اللّه و بركاته.
و عمرو در پاسخ نامه معاويه چنين نوشت:
اما بعد، نامهات رسيد. آن را خواندم و رأيى را كه انديشيده بودى دريافتم و از شگرفى آن در شگفت شدم. به يقين آنچه اين انديشه در دل تو افكنده چيزى جز خونخواهى عثمان و گرفتن انتقام او نيست. از آن هنگام كه اين نبرد آغاز كردهايم و مردم را بدان فراخواندهايم نه از تو و نه از ما و نه از مردم رأيى زيانمندتر از اين رأى براى دشمنان تو و شادىافزاتر براى دوستان تو به تو الهام نشده است. رأى خويش به انجام رسان كه رأيى استوار است. و مردى سختكوش و