الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ٢٠٨ - ديگر از ياران على كه به معاويه پيوستند
دنيا گراييده بودند و ياران و نيكخواهان او اندك شده بود. مردم بصره هم به خلاف او بودند و كينه او در دل مىپروردند و نيز بيشتر اهل كوفه و قرّاءشان و اهل حجاز و اهل شام و همه قريش با او دل بد كرده بودند.
ابو فاخته [٧٤] غلام ام هانى گويد: نزد على (ع) نشسته بودم كه مردى در جامه سفر بيامد و گفت: يا امير المؤمنين، من از شهرى به نزد تو آمدهام كه تو را در هيچ دوستى نيست. آنجا على- (ع) پرسيد: از كجا آمدهاى؟ گفت: از بصره. گفت: اگر آنها مىتوانستند مرا دوست بدارند، دوست مىداشتند. من و شيعيان من در عهد و پيمان خداييم تا روز قيامت نه يك تن بر شمار ما افزوده شود و نه يك تن كم گردد.
از عبّاد ايشان (يعنى جماعتى كه از على (ع) بريدند و به معاويه پيوستند) يكى هم مطرّف بن عبد اللّه بن شخّير بود كه كينه على (ع) به دل جاى داد و او را رها كرد و به معاويه پيوست.
ابن سيرين گويد: عمّار بن ياسر بر ابو مسعود داخل شد. ابن شخّير نزد او بود. ابن شخّير به گونهاى از على (ع) ياد كرد كه جايز نبود. عمار بن ياسر گفت: اى فاسق، تو اينجا چه مىكنى؟
ابو مسعود گفت: اى ابو يقطان تو را به خدا، اين مرد مهمان من است.
ابو مسعود جريرى [٧٥] مىگفت: سه تن از مردم بصره در دشمنى على بن ابى طالب همدست و همعقيده بودند: مطرّف بن عبد اللّه بن شخّير و علاء بن زياد و عبد اللّه بن شقيق.
ابو غسّان بصرى [٧٦] گويد: عبيد اللّه بن زياد- لعنه اللّه- مساجدى در بصره بنا كرد كه كارشان كينهتوزى نسبت به على (ع) و نكوهش او بود، چون مسجد بنى عدىّ و مسجد بنى مجاشع و مسجدى كه در بازار علّافان بود بر ساحل و مسجدى در محلّه ازد.
در كوفه نيز فقهايى بودند كه با على دشمنى ورزيدند و او را ترك كردند و از اطاعت او خارج شدند- هر چند تشيع در كوفه غلبه داشت- از آن جمله بودند: مرّه همدانى و مسروق بن اجدع و اسود بن يزيد و ابو وائل شقيق بن سلمه و شريح بن حارث قاضى و ابو برده پسر ابو موسى اشعرى و نام او عامر بن عبد اللّه بن قيس بود و عبد اللّه بن قيس به مكه گريخت. مردم از او دورى مىجستند. و ابو عبد الرحمن سلمى و عبد اللّه بن عكيم و قيس بن حازم و سهم بن طريف و زهرى و شعبى پس از اينان.
فطر بن خليفه [٧٧] گويد: شنيدم كه مرّه [٧٨] مىگفت: اگر على شترى مىبود كه خاندانش با آن آب مىكشيدند، براى او بهتر از اين كارى بود كه در پيش گرفته.
مره مىگفت: على با حسناتش بر ما پيشى گرفت و ما به سيئاتش گرفتار آمديم (؟)
ديگر از كسانى كه از على (ع) بريدند و به معاويه پيوستند: اسود بن يزيد و مسروق بن اجدع بودند.
يحيى بن سلمة بن كهيل [٧٩] از پدرش روايت كند كه گفت: اسود و مسروق نزد عايشه مىرفتند و از على (ع) نكوهش مىكردند. اما اسود با اين كينهتوزى بمرد ولى مسروق نمرد تا