الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ١٤ - مدخل به قلم مترجم
نخواهيم نهاد. گفتند كه آيا حكميّت چند تن در باب خونهاى مسلمانان كه بر خاك ريخته شده عادلانه است؟ على (ع) گفت: ما قرآن را حكم قرار دادهايم و چون قرآن حرف نمىزند مردان از آن سخن مىگويند. گفتند: چرا مدّت نهادهاى؟ على (ع) گفت:
شايد در اين مدت اين جماعت به خود آيند. پرسيدند: اكنون چه كنيم؟ على (ع) گفت: به شهر خود بازگرديد. شش ماه درنگ مىكنيم تا مالى فراهم آريم و سپاه به تن و توش آيد آنگاه بسيج كارزار مىكنيم. خوارج تا آخرين نفر به شهر بازگشتند [١١].»
چون زمان سرآمد و على قصد آن كرد كه ابو موسى را به دومة الجندل فرستد بار ديگر خوارج نزد او آمدند كه از اين كار دست بر دارد و خواستند كه توبه كند و جنگ از سر گيرد.
روزى على در مسجد سخن مىگفت بناگاه و از هر طرف اين صدا برخاست كه «لا حكم الّا للّه» على (ع) گفت: كلمه حقى است كه به قصد باطل ادا مىشود و بار ديگر سخن آغاز كرد و آنان بار ديگر سخن خود تكرار كردند [١٢]. خوارج در خانه عبد اللّه بن وهب راسبى اجتماع كردند و آماده پيكار شدند و خروج كردند و پس از كشاكشهايى در نهروان استقرار يافتند. اكنون آن دو حكم رأى خود داده بودند و در نتيجه سادهدلى با سوء نيت ابو موسى و دهاء عمرو، على (ع) از خلافت خلع شده بود و معاويه عنوان امير المؤمنين گرفته بود. على به خوارج نامه نوشت و از آن دو حكم به بدى ياد كرد و آنان را موعظه نمود و خواست براى نبرد با معاويه به لشكر او بپيوندند. اما آنان در پاسخ گفتند كه اكنون به خاطر خود خشمگين شدهاى نه براى رضاى پروردگارت اگر به كفر خود شهادت دهى و توبه كنى آنگاه در آنچه مورد اختلاف ماست نظر خواهيم كرد [١٣].
على (ع) در نخيله لشكرگاه برپا كرده بود و آهنگ شام داشت ولى با وجود اين شورشگران متعصب چگونه مىتوانست از كوفه و بصره و ديگر شهرهاى قلمرو خويش دور شود. پس نخست عازم نهروان شد. خوارج در برابر او صفآرايى كردند. على نيز سپاه خود تعبيه داد و پرچم امان به دست ابو ايوب داد كه هر كس به سوى آن آيد، اگر كسى را نكشته باشد و متعرض كسى نشده باشد در امان است [١٤] و ندا در داد كه هر كه به سوى كوفه يا مدائن رود نيز در امان است. نخست پانصد تن از آنان به سردارى فروة بن نوفل خود را به كنارى كشيدند و جماعتى به كوفه رفتند و جمعى نيز كه چهار هزار تن بودند به على پيوستند از همه آن جمع هزار و هشتصد تن باقى ماندند. على و سپاهش بر آنان تاختند تا به چپ و راست پراكنده شدند. سپس تيراندازان راه بر آنان گرفتند و سواران از دو جناح بر سر آنان تاخت آوردند و تيغ در آنان نهادند چنانكه در يك ساعت همه كشته شدند [١٥].