الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ٧٧ - حكومت قيس بن سعد بن عباده انصارى رحمة اللّه عليه در مصر
چون نامه معاويه به قيس رسيد صلاح در آن ديد كه دفع الوقت كند و او را از تصميم خود آگاه نسازد و در لشكركشى به جنگ او شتاب نورزد. پس در پاسخ او نوشت:
اما بعد، نامهات رسيد و در باب قتل عثمان هر چه گفتى دريافتم. من در اين حادثه شركت نزديك نداشتهام. گفتى كه دوست من مردم را بر ضد عثمان برانگيخت تا او را كشتند، من از اين امر بىخبرم. و گفتى كه عشيره من از اين واقعه بر كنار نبودهاند، به جان خودم سوگند كه عشيره من در كار او سزاوارترين مردم بودند. و اما از من خواسته بودى كه در خونخواهى عثمان از تو متابعت كنم و وعدههايى هم به من دادهاى، اين چيزى است كه بايد در آن بينديشم و كارى نيست كه در انجامش شتاب توان كرد. به تو تعرضى نخواهم كرد و از من عملى كه تو از آن ناخشنود باشى سر نخواهد زد. تا ببينى و ببينيم. و السلام عليك و رحمة اللّه و بركاته.
چون معاويه نامه قيس را بر خواند ندانست كه مىخواهد به او نزديك شود يا دور گردد ولى هر چه باشد از كيد و خدعه او در امان نتوان نشست. پس پاسخش داد:
بسم اللّه الرحمن الرحيم اما بعد، نامهات را خواندم. نه مىبينمت به ما نزديك مىشوى تا آماده آشتى گرديم و نه مىبينمت كه از من دور شدهاى تا ساز نبرد كنم. تو در اين ميان چونان اشتر سركشى هستى. من كسى نيستم كه بتوان با اين سخنان خدعهآميز به بازيش گرفت يا فريب اين خدعهها را بخورد، در حالى كه سپاهى از پياده و سوار دارد.
اگر آنچه از تو خواستهام پذيرفتهاى، آنچه در عوض پيشنهاد كردهام از آن توست وگرنه، مصر را از پيادگان و سواران رزمجو پر مىكنم. و السلام.
چون قيس بن سعد نامه معاويه را خواند و دانست كه از او دفع الوقت و سر دواندن نمىپذيرد آنچه در دل داشت عيان ساخت و براى او نوشت:
بسم اللّه الرحمن الرحيم از قيس بن سعد به معاوية بن ابى سفيان.
اما بعد، در شگفتم كه رأى مرا ناچيز مىشمارى و مىخواهى فريبم دهى و بر آن سرى كه مرا وادارى كه از اطاعت مردى كه از هر كس ديگر به خلافت شايستهتر است و بيش از همه سخن حق بر زبان اوست و به راه هدايت مىرود و به رسول اللّه- (ص) از همه نزديكتر است، بيرون آيم و به اطاعت تو گردن نهم يعنى به اطاعت كسى درآيم كه از همه مردم به امر خلافت ناسزاوارتر است و بيش از همه دروغ مىگويد و از همه گمراهتر است و از رسول اللّه (ص) دورتر. در كنار تو قومى هستند خود گمراه و گمراه كننده ديگران و همه ياران طغيانگر ابليس. اما اينكه نوشته بودى كه مصر را پر از سواره و پياده مىكنى، تو را از اين اقدام بازندارم،