الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ١٤٣ - بخش دوّم خبر عبد اللّه بن عامر حضرمى در بصره
دست دوستى دهيد. مهلت دهيد- خداوند بر شما ببخشايد- به اين نامهاى كه براى شما مىخواند گوش فرا دهيد. پس، مهر از سر نامه معاويه بر گرفتند در آن آمده بود:
بسم اللّه الرحمن الرحيم از بنده خدا معاويه، امير المؤمنين، به هر كس از مؤمنان و مسلمانان بصره كه اين نامه بر او خوانده شود. سلام باد بر شما. اما بعد، ريختن خونى كه ريختنش جايز نباشد و كشتن كسى كه خدا كشتن او را حرام كرده سبب هلاكتى است سخت و زيانى آشكار. هر كس چنين خونى را بريزد خدا نه توبهاش را مىپذيرد و نه از او فديه قبول مىكند. خداوند شما را رحمت كناد. اعمال و سيرت پسر عفّان را خود ديديد و از دلبستگى او به عافيت و دادگرى و نگهدارى مرزها آگاه هستيد.
و مىدانيد كه او حق هيچ كس ضايع نمىكرد و داد مظلومان مىداد و ناتوانان را دوست مىداشت. به ناگاه جمعى به خلاف او برخاستند و ستمكاران بر ضد او دست به دست هم دادند و او را كشتند. در حالى كه مسلمان بود و ريختن خونش حرام بود و تشنهكام بود و روزهدار بود.
از آنان كه بر سر او تاخته بودند نه قطره خونى ريخته بود و نه كسى را كشته بود حتى دعوى يك ضربت شمشير يا تازيانه بر او نداشتند. اى مسلمانان شما را به طلب خون او و قتال با قاتلان او فرامىخوانم. ما و شما در يك راه مستقيم راه روشن هدايت گام بر مىداريم. اگر شما دست به دست ما بدهيد آتش اين فتنه فروخواهد نشست و كار اين امت استقامت خواهد يافت و آن ستمگران آشوبگرى كه بدون هيچ تقصيرى امامشان را كشتهاند خود اقرار خواهند كرد و بار گناه خويش به گردن خواهند گرفت و به سزاى عمل خويش خواهند رسيد. حقى كه شما به گردن من داريد اين است كه در ميان شما به كتاب خدا عمل كنم و هر سال شما را دو بار عطا دهم و از زيادى حاصل شما هيچگاه چيزى نستانم. خدايتان رحمت كناد به آنچه شما را بدان مىخوانند گرايش يابيد. مردى از نيكخواهان را به نزد شما فرستادم. او از امينان خليفه مظلوم شما عثمان بن عفّان و از عمّال و ياران اوست بر طريق هدايت و راه حق. خداوند ما را و شما را از كسانى قرار دهد كه به نداى حق پاسخ مىدهند و حق را مىشناسند و باطل را ناپسند مىشمارند و انكار مىكنند. و السلام عليكم و رحمة اللّه.
چون نامه خوانده شد بزرگانشان گفتند: شنيديم و فرمان مىبريم.
و احنف بن قيس گفت: مرا در اين ماجرا هيچ سود و زيانى نيست و خود را به يك سو كشيد.
عمرو بن مرجوم [٨] گفت: اى مردم بر اطاعت خويش استوار باشيد و بيعت خود مگسليد كه