شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ٥١ - غرر في ذكر الأقوال في كيفية الإبصار
آحاد اجتماع را در مسير كمال و خطّه عدل وا دارد، و آنان را از هرج و مرج و طغيان و تجاوز باز بدارد اين است كه بدانند سلطان به اوضاع آنها بصير و به احوالشان ناظر و به گفتههايشان سميع است.
و به عبارت ديگر آن چه در حفظ عدل و منع طغيان و عصيان اهمّيت بسزا دارد اين است كه اهل مملكت بدانند كه ملك به همه اقوال و احوال آنان سميع و بصير است، يعنى عالم به مسموعات و مبصرات است اگر چه علم به مذوقات و مشمومات و ملموسات هم دارد، و لكن آن چه در حفظ نظام اهمّ است سميع و بصير بودن است، و به همين دقيقه در اطلاق سميع و بصير بر حق سبحانه تدبّر شود.
مطلب ديگر اين كه قواى لامسه و ذائقه و شامّه توغّل در ماده دارند بخلاف سمع و بصر.
جهتش اين است كه آن سه در مرتبه بدن قرار گرفتهاند، و آن چه كه در عداد آنها است عين و اذن است كه به فارسى چشم و گوش گوييم نه سمع و بصر، و خداى سبحان را به اسم سميع مىخوانيم- يعنى شنوا- نه دارنده گوش، و بصير مىخوانيم- يعنى بينا- نه دارنده چشم-.
حق تعالى در حديث قرب النوافل فرموده است: «و إنّه- أي العبد- ليتقرّب إليّ بالنوافل حتى أحبّه فإذا أحببته كنت سمعه الذي يسمع به، و بصره الذي يبصر به، و لسانه الذي ينطق به، و يده التي يبطش بها ...» غرض اين كه نفرموده است: «كنت أذنه، و كنت عينه».
اين نكته را عارف اجل شيخ اكبر محيى الدين عربى در اواخر فصّ آدمى از فصوص الحكم آورده است كه گفته است: «فأنشأ صورته الظاهرة من حقائق العالم و صوره، و أنشأ صورته الباطنة على صورته تعالى، و لذلك قال فيه: كنت سمعه و بصره، و ما قال: كنت عينه و أذنه، ففرّق بين الصورتين.
و علامه قيصرى در شرح آن گويد: «أي لأجل أنّه تعالى أنشأ صورته الباطنة على صورته تعالى قال في حق آدم كنت سمعه و بصره، فأتى بالسمع و البصر الذين من الصفات السبعة التي هي الأئمة، و ما قال كنت عينه و أذنه اللتين هما من جوارح الصورة البدنية و آلتان للسمع و البصر، ففرّق بين الصورتين أي صورة الباطن و الظاهر و إن كان الظاهر مظهرا للباطن». (ط ١- چاپ سنگى- ص ٩٢).
لكن در همين حديث قرب نوافل چنان كه سمع و بصر آمده است، يد و رجل هم آمده است، و يد و رجل بيش از لامسه و ذائقه و شامّه توغل در ماده دارند، علاوه اين كه در اين حديث اسناد تردّد هم به حق سبحانه داده شده است، بدين صورت:
«قال رسول اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله-: إنّ اللَّه تعالى قال: من عادى لي وليّا فقد آذنته بالحرب، و