شرح المنظومة ت حسن زاده آملي - السبزواري، الملا هادي - الصفحة ١٦١ - غرر في ذكر الأدلة على تجرد النفس الناطفة
«سرح العيون في شرح عيون مسائل النفس» سيّما شرح العين الرابعة و الستين منها مأدبة مشحونة بأنواع الأطعمة الكريمة، معدّة للنفوس الشيّقة إلى الكمال، و اللَّه سبحانه فتّاح القلوب و منّاح الغيوب.
ثم إن هذا البرهان العاشر في غرر الفرائد هو البرهان العاشر في أسرار الحكم للمصنف أيضا، و قد أفاد و أجاد في بيانه بقوله الرّصين: «برهان دهم آنست كه نفس ناطقه اگر جسم و جسمانى باشد بايد به كلال و ضعف تن و قواى جسمانيه ضعيف شود دائما، و به تقويت و تيمار آنها قوى و كامل شود دائما، و نه چنين است بلكه در كلال و ضعف اينها كمال و قوّت آنست كه به رياضت دادن تن و قواى تن، عاقله به كمال رسد چنان كه فرمود: «موتوا قبل أن تموتوا»، و همچنين به كلال و ضعف طبيعى كه به حسب سنّ انحطاط خفى و انحطاط جلىّ عارض تن مىشود بايد ناطقه كليل شود چنان كه ضعف تن به قوّتهاى تن سرايت مىكند، و چه گونه مىشود كه ثغور و انثلام محلّ حال را نگيرد در حلول سريانى شايسته موجودات متأصله، و در تقويت و تيمار تن بطور تن پرستان تضعيف عقل است خاصّه عقل نظرى، بلكه اماتت آنست چون جانهاى مرده اندر گور تن.
و اگر بگويى: مىبينيم در آخر شيخوخيّت به كلال تن، ضعف در تعقل پديدار شود و خرافت هويدا شود، گوييم عقل ضعيف نشده بلكه وجود رابطىاش به ديگران ضعيف شده نه وجود نفسى او چنان كه عالم عقول كليه في نفسه انور و اظهر و اقهر است از عالم نفوس چه جاى عالم قوى و طبايع و حال آن كه در نزد مخلدين به سوى جزئيات و مدبرين بر قبله حقيقى اخفى است چنان كه از افلاطون الهى نقل كرديم كه عالم عقول را كليس گويد، و اين عالم را كأيس، و اين هم از شرافت و انافت علم است كه هر هنر و صنعت در پيرى ضعيف شود بجز علم حقيقى و محلّ تعقل كه مجرد است.
و ديگر آن كه اينها كه نسبت ضعف مىدهند تميز ندارند و مغالطه كنند عقل را به مدارك جزئيه چه دانستى كه قوى معدّند، يا عقول كامله كمّل را قياس كنند به عقول جزئيه كه مشتى خيال و وهم بيش نيستند، و بالقوة ماندهاند در عقل و معقول، و همچنين در طرف قوت عقل به قوت تن مغالطه مىشود عقل كلّى به جزئى- ع:
عقل جزئى عقل را بد نام كرد، مدارك جزئيه قوت گرفته است عقلش خوانند «العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان» يعني جنّة المعارف و جنة الأعمال. فراست وهميه كجا و فراست عقليه نورانيه «اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور اللَّه» كجا! و نيز اشتغال نفس در آخر عمر به تدبير آن بدن و مبالات بآن اوغل و اوفر از جهت انجبار ضعف