ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٩٤ - وصف صنفى ديگر كه دين را براى دنيايشان مىخواهند و در آزمايشها روى مىگردانند(و من الناس من يعبد الله على حرف )
يعنى امتحان است. و كلمه انقلاب به معناى برگشتن است.
[وصف صنفى ديگر كه دين را براى دنيايشان مىخواهند و در آزمايشها روى مىگردانند ((وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ ...))]
اين آيه صنف ديگرى از اصناف مردم بىايمان و غير صالح را بر مىشمارد و آنها كسانى هستند كه خداى سبحان را مىپرستند اما يك طرفى نه از هر طرف، به تعبيرى: به يك فرض و تقدير مىپرستند و اما بر ساير تقادير نمىپرستند و آن فرضى كه بر آن فرض خدا را مىپرستند در صورتى است كه پرستش او خير دنيا برايشان داشته باشد. و معلوم است كه لازمه اين طور پرستش اين است كه دين را براى دنيا استخدام كنند اگر سودى مادى داشت پرستش خدا را استمرار دهند و بدان دل ببندد و اطمينان يابند و اما اگر دچار فتنه و امتحان شوند روى گردانيده به عقب برگردند به طورى كه حتى به چپ و راست هم ننگرند و از دين خدا مرتد شوند و آن را شوم بدانند و يا اگر شوم هم ندانند به اميد نجات از آن آزمايش و مهلكه از دين خدا روى بگردانند و اين روش عادت آنان در پرستش بتها نيز هست يعنى بت را مىپرستند تا به خير مورد آرزوى خود برسند و يا به شفاعت آنها از شر دنيايى رهايى و نجات يابند. و اينكه گفتيم از شر دنيايى بدان جهت است كه بتپرستان معتقد به آخرت نيستند.
آن گاه مىفرمايد: اين سرگردانهايى كه تكيهگاهى ندارند، و هر دم رو به سويى دارند، به خاطر وقوعشان در محنت و مهلكه، زيانكار در دنيا، و به خاطر روىگرداندنشان از خدا و دين، و ارتداد و كفر، زيانكار در آخرت هستند، زيانكارى آشكار.
اين آن معنايى است كه تدبر در معناى آيه آن را دست مىدهد. و بنا بر اين معنا جمله(يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ)، از قبيل استعاره به كنايه، و جمله(فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ ...) تفسير و تفصيل براى جمله(يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ) خواهد بود. و جمله(خَسِرَ الدُّنْيا) اشاره به خسران دنيايى آنان به خاطر دچار شدن به فتنه،(وَ الْآخِرَةَ) اشاره به خسران آخرتى آنان به خاطر روى گرداندن از دين است.
(يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُ وَ ما لا يَنْفَعُهُ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ) مدعو در اينجا بت است كه به خاطر نداشتن شعور و اراده، هيچ نفع و ضررى براى عابدش ندارد، و عابدش اگر به نفعى و يا ضررى مىرسد از ناحيه عبادت است كه فعل خود او است.
(يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلى وَ لَبِئْسَ الْعَشِيرُ) كلمه مولى به معناى ولى و ياور است. و كلمه عشير به معناى مصاحب و معاشر است.
در تركيب جملات آيه گفتهاند كه جمله يدعو به معناى يقول- مىگويد و جمله