ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٠٩ - علت دشمنى ابليس با آدم و همسرش و معناى كلمه فتشقى و وجه مفرد آوردن آن در آيه فقلنا يا آدم
دوندگى براى رفع حوائج زندگى و تحصيل معاش مىشود، محذور و فساد ديگرى نيست، چون امر مولوى است كه صرفنظر از مفسده فعل، مفسدهاى در مخالفتش هست، و بنده خدا بعد از واقع شدن در آن مفسده مستحق مؤاخذه اخروى مىگردد.
علاوه بر اين قبلا اشاره كرديم كه اين جريان قبل از تشريع اصل دين اتفاق افتاده، چون مربوط به قبل از هبوط از بهشت به زمين است، پس معنا ندارد كه امر و نهى در آن دينى باشد.
و اما اينكه چرا كلمه تشقى را مفرد آورد، و نفرمود: تشقيا جهتش اين بود كه عهد مذكور بر آدم نازل شد، و روى سخن با او بود، و به همين جهت نه تنها در اين كلمه بلكه در تمامى كلماتى كه در اين داستان آمده، سخن تنها به آدم متوجه بوده، مانند كلمات فنسى ،(لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً)، فتشقى (أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى)،(لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى)،(فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ ...)،(فَعَصى ...) و(ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ).
بله در مواردى كه چارهاى جز ذكر حوا نبوده كلمات به صورت تثنيه آمده، مانند جمله(عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما) و جمله(فَأَكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما) و جمله(وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما) و جمله(قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ) دقت فرماييد.
بعضى[١] از مفسرين در پاسخ از اين سؤال گفتهاند: مفرد آمدن تشقى از اين جهت بوده كه در اين جمله مساله معاش مورد بحث بوده، و معاش زن به گردن شوهر است، ولى اين پاسخ با دو آيه بعد نمىسازد، براى اينكه اگر علت اين بود بايد در آن دو آيه بفرمايد: ان لكما ان لا تجوعا- در بهشت اين را داريد كه هرگز گرسنه نشويد ... .
بعضى[٢] ديگر گفتهاند: مفرد آوردن كلمه مذكور براى رعايت فواصل است.
(إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى).
كلمه ضحى- يضحى بر وزن سعى يسعى است، و مصدرش، هم ضحوا مىآيد و هم ضحيا ، و معناى آن آفتابزدگى يا جلو آفتاب آمدن است، و گويا مراد از ضحو نشدن اين باشد كه در بهشت اثرى از حرارت آفتاب نيست تا كسى محتاج باشد براى گريز از آن خانهاى داشته باشد تا خود را از گرما و سرما حفظ كند.
امور چهارگانهاى كه در آيه آمده بر طبق لف و نشر مرتب آمده است، تا رعايت فواصل بشود، و گر نه حق كلام اين بود كه بفرمايد: الا تجوع فيها و لا تظما و لا تعرى و لا
[١] ( ١، ٢) مجمع البيان، ج ٧، ص ٣٣.
[٢] ( ١، ٢) مجمع البيان، ج ٧، ص ٣٣.