ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٥٧ - مقصود از اينكه روز قيامت عقيم(نازا) است
از كفار نامبرده در آيه، همان عدهاى از صناديد و سردمداران قريشند كه تا آخر عمر موفق به ايمان نشدند، هم چنان كه در آيه(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ)[١] نيز منظور اينگونه كفارند، كه در حقيقت ريشه فتنه هستند.
[مقصود از اينكه روز قيامت عقيم (نازا) است]
و معناى عقيم بودن روز اين است كه طورى باشد كه ديگر فردايى از آن متولد نشود، و آن، روز هلاكت و يا روز قيامت است، و مراد در آيه به طورى كه سياق آيه سوم مىرساند روز قيامت مىباشد.
و معناى آيه اين است كه كسانى كه كافر شدند همواره در شك نسبت به قرآن خواهند ماند تا روز قيامت به سراغشان آيد- و يا عذاب روز قيامت كه روزى است ناگهانى مىرسد- و كسى را مهلت چارهجويى نمىدهد، و فردايى از آن متولد نمىشود تا جبران ما فات را كنند.
و اگر ميان روز قيامت و روز عذاب قيامت ترديد انداخته براى اين است كه هر دو در اثر يكسانند، چه روز قيامت برسد و چه عذاب آن، آن وقت اعتراف به حق مىكنند و ديگر شك و ترديد ايشان از بين مىرود، هم چنان كه در باره روز قيامت فرمود:(قالُوا يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ)[٢] و در باره رفع شك و ترديد هنگام مشاهده عذاب قيامت مىفرمايد:(وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَ رَبِّنا)[٣].
از آنچه گذشت اين نكته نيز روشن گرديد كه چرا در يك آيه روز قيامت را يك بار به قيد ناگهانى بودن مقيد كرد، و بارى ديگر به قيد نازا بودن، چون مىخواست دو چيز را بفهماند، يكى اينكه در آن روز هيچ چارهاى يافت نمىشود، و ديگر اينكه فردايى ندارد كه جبران ما فات را كنند.
( الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ) ...(عَذابٌ مُهِينٌ ) در سابق به طور مكرر گفتيم كه مراد از براى خدا بودن ملك در روز قيامت ظاهر
[١] كسانى كه كافر شدند چه بيمشان دهى و يا ندهى ايمان نمىآورند. سوره بقره، آيه ٦.
[٢] گفتند واى بر ما، چه كسى ما را از قبرمان بيرون كرد، اين همان وعده رحمان است، راستى پيغمبران راست مىگفتند سوره يس، آيه ٥٢.
[٣] روزى كه كفار عرضه بر آتش مىشوند از ايشان سؤال مىشود آيا اين هنوز هم حق نيست، مىگويند چرا به خدا سوگند. سوره احقاف، آيه ٣٤.