ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٠ - وجه اتصال دو آيه و ما نتنزل إلا بأمر ربك با آيات قبل
روايت اين است كه وقتى جبرئيل در نزول خود تاخير كرد رسول خدا ٦ از او پرسيد چرا دير كردى؟ جبرئيل به وحى الهى گفت( وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ) ...(هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا ).
[وجه اتصال دو آيه:(وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ) با آيات قبل]
جمعى از مفسرين چون اين نكته به نظرشان نرسيده بود در بيان اتصال اين دو آيه به آيات ما قبلش تلاش كردهاند، بعضى[١] گفتهاند: تقدير آن و قال جبريل و ما نتنزل ... بوده، بعضى[٢] ديگر گفتهاند: اين دو آيه متصل به كلام سابق جبرئيل بوده، كه به مريم گفت(إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا ...) قومى[٣] ديگر گفتهاند: جمله(وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ ...) جزء كلام متقين است، كه هنگام ورود به بهشت مىگويند، و تقدير آن چنين است و قال المتقون و ما نتنزل الجنة الا بامر ربك ... ، و بعضى ديگر حرفهايى زدهاند، كه سخافت و بىپايگى از سر و روى همه آنها مىبارد، نه سياق، آن را مىپذيرد و نه نظم بليغ قرآن، و ديگر حاجتى نيست به اينكه وجوه فساد آنها را بيان كنيم، و به زودى در ذيل بحث از آيه دوم وجه ديگرى براى اتصال مذكور خواهد آمد.
(وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ ...) كلمه تنزل به معناى نزول به كندى و مهلت است، چون از باب تفعل است كه مطاوعه و قبول نزل را افاده مىكند، مثلا وقتى گفته مىشود نزله فتنزل معنايش اين است كه فلانى او را نازل كرد و او قبول نمود، و سياق نفى و استثناء، انحصار را مىفهماند و مىرساند كه ملائكه نازل نمىشوند مگر به امرى از خدا، هم چنان كه در جاى ديگر فرمود(لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ)[٤].
كلمه أمام و قدام و كلمه بين يديه ، به معناى جلو و پيش رو است، و يك معنا را مىرساند، با اين تفاوت كه بين يديه را در پيش روى نزديك استعمال مىكنند، آن پيش رويى كه طرف مسلط و مشرف بر آن باشد، ولى امام در مطلق جلو و پيش رو استعمال مىشود، پس ظاهر جمله اول يعنى(لَهُ ما بَيْنَ أَيْدِينا وَ ما خَلْفَنا وَ ما بَيْنَ ذلِكَ) اين است كه آنچه زير نظر ما و مشرف بر ما است، از آن خدا است، و ظاهر جمله دوم، يعنى(وَ ما خَلْفَنا)، به قرينه مقابله، آن چيزهايى است كه از نظر ايشان غائب و مستور است.
و بنا بر اين اگر مراد از جمله(ما بَيْنَ أَيْدِينا وَ ما خَلْفَنا وَ ما بَيْنَ ذلِكَ) مكان بوده باشد
[١] ( ١، ٢) روح المعانى، ج ١٦، ص ١١٤.
[٢] ( ١، ٢) روح المعانى، ج ١٦، ص ١١٤.
[٣] روح المعانى، ج ١٦، ص ١١٤.
[٤] خداى را در آنچه دستورشان مىدهد نافرمانى نمىكنند، و هر امرى كه داده شوند به جا مىآورند. سوره تحريم، آيه ٦.