ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٤ - داستان زكريا(ع) در قرآن
مؤلف: اين معنا در مجمع از امام صادق (ع) نيز روايت شده و در آخر آن آمده كه قاتل يحيى و قاتل حسين (ع) هر دو ولد الزنا بودهاند[١].
و در همان كتاب است كه حاكم و ابن عساكر از ابن عباس روايت كرده كه گفت:
خداى تعالى به محمد بن عبد اللَّه ٦ وحى كرد كه من در انتقام خون يحيى بن زكريا هفتاد هزار نفر را كشتم و به زودى به انتقام خون پسر دخترت هفتاد هزار و هفتاد هزار مىكشم[٢].
و در كافى به سند خود از ابى حمزه از ابى جعفر (ع) روايت كرده كه گفت از آن جناب پرسيدم مقصود از جمله:(وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَكاةً) چيست؟ فرمود تحنن اللَّه يعنى خدا وى را دوست مىداشت، پرسيدم از تحنن خدا به او چه رسيد، و چه ديد؟ فرمود:
وقتى مىگفت يا رب، خداى تعالى در جوابش مىگفت: لبيك يا يحيى تا آخر حديث[٣].
و در عيون اخبار به سندى كه به ياسر خادم مىرسد از او روايت كرده كه گفت: من از ابى الحسن رضا (ع) شنيدم كه مىفرمود: وحشتناكترين مواقفى كه بشر دارد سه موقف است يكى آن روزى كه از شكم مادر متولد مىشود، و دنيا را مىبيند، و يكى آن روزى كه مىميرد و آخرت و اهل آخرت را مىبيند، و يكى روزى كه مبعوث مىشود، و احكامى مىبيند كه در دار دنيا نديده بود.
و خداى عز و جل حضرت يحيى را در اين سه موقف سلامت و عافيت داده، و ترس به دلش راه نداده بود، و به همين جهت در بارهاش فرموده:(وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا) هم چنان كه عيسى هم در اين سه موقف بر خود سلام كرد و گفت:(وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا)[٤].
داستان زكريا (ع) در قرآن
خداى تعالى زكريا (ع) را در كلام خود به صفت نبوت و وحى توصيف
[١] مجمع البيان، ج ٦، ص ٥٠٤.
[٢] الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٦٤.
[٣] اصول كافى، ج ٢، ص ٥٣٤، ح ٣٨.
[٤] سلام بر من روزى كه به دنيا آمدم و روزى كه مىميرم و روزى كه زنده مبعوث مىشوم. سوره مريم، آيه ٣٣.