ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٨٨ - ترجمه آيات
گفت: اى موسى! آن را بيفكن (١٩).
پس آن را افكند كه ناگهان مارى شد كه سريع راه مىرفت (٢٠).
فرمود آن را بگير و نترس كه آن را به حالت اولش باز مىگردانيم (٢١).
و دستت را به گريبان خود ببر تا نورانى بدون عيب بيرون آيد، و اين معجزه ديگرى است (٢٢).
تا آيههاى بزرگ خويش را به تو بنمايانيم (٢٣).
به سوى فرعون برو كه او طغيان كرده است (٢٤).
گفت: پروردگارا سينه مرا بگشاى (٢٥).
و كارم را به من آسان كن (٢٦).
و گره از زبان من باز كن (٢٧).
تا گفتارم را بفهمند (٢٨).
و براى من وزيرى از كسانم مقرر فرما (٢٩).
هارون برادرم را (٣٠).
و پشت من بدو محكم كن (٣١).
و او را شريك كارم گردان (٣٢).
تا تو را تسبيح بسيار گوئيم (٣٣).
و بسيار يادت كنيم (٣٤).
كه تو بيناى به حال ما بودهاى (٣٥).
فرمود اى موسى مطلوب خويش را يافتى (٣٦).
و بار ديگر به تو نيز منت نهاديم (٣٧).
آن دم كه به مادرت آنچه بايد وحى كرديم (٣٨).
كه او را در صندوق بگذار و صندوق را به دريا بيفكن، تا دريا به ساحلش اندازد، و دشمن من و دشمن او بگيرد او را و از جانب خويش محبوبيتى بر تو افكندم تا زير نظر من تربيت شوى (٣٩).
و چون خواهرت رفت و گفت آيا شما را به كسى دلالت كنم كه تكفل او كند؟ و به مادرت بازت آورديم كه ديدهاش روشن شود و غم نخورد و يكى را كشتى و از گرفتارى نجاتت داديم و امتحانت كرديم امتحانى دقيق و سالى چند در ميان اهل مدين ماندى آن گاه اى موسى! به موقع بيامدى (٤٠).
و تو را خاص خويش كردم (٤١).
تو و برادرت معجزههاى مرا ببريد و در كار ياد كردن من سستى مكنيد (٤٢).
به سوى فرعون رويد كه طغيان كرده است (٤٣).