ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٦ - ٢ - تاريخ زندگيش
در بعضى از روايات آمده كه سبب كشتن وى اين بود كه او را متهم كردند كه با حضرت مريم عمل منافى عفت انجام داده و از اين راه مريم به عيسى (ع) حامله شده و دليلشان اين بود كه غير از زكريا كسى به مريم سر نمىزد، جهات ديگرى نيز روايت شده[١].
داستان يحيى (ع) در قرآن
١- ستايش قرآن كريم:
خداى عز و جل آن جناب را در چند جاى قرآن ياد كرده و او را به ثناى جميلى ستوده، از آن جمله او را تصديق كننده كلمهاى از خدا (يعنى نبوت مسيح) خوانده و او را سيد و مايه آبروى قومش و حصور (بىزن) خوانده، و پيغمبرى از صالحين ناميده، سوره آل عمران، آيه ٣٩ .
و نيز از مجتبين يعنى مخلصين و راه يافتگان خوانده (سوره انعام، آيه ٨٥ تا ٨٧) و نام او را خودش نهاده، و او را يحيى ناميده، كه قبل از وى هيچ كس بدين نام مسمى نشده، و او را مامور به اخذ كتاب به قوت نموده، و او را در كودكى حكم داده، و بر او در سه روز زندگيش سلام فرستاده، روزى كه متولد شد، و روزى كه از دنيا مىرود و روزى كه دوباره زنده مىشود (سوره مريم، آيات ٢- ١٥) و به طور كلى دودمان زكريا را مدح كرده و فرموده(إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ) اينان مردمى بودند كه در خيرات ساعى و كوشا بودند و ما را به رغبت و از رهبت و خشوع مىخواندند سوره انبياء، آيه ٩٠ و مقصود از كلمه اينان يحيى و پدر و مادر او است.
٢- تاريخ زندگيش
- يحيى (ع) به طور معجزهآسا و خارق العادة براى پدر و مادرش متولد شد، چون پدرش پيرى فرتوت و مادرش زنى نازا بود، و هر دو از فرزنددار شدن مايوس بودند، در چنين حالى خداى تعالى يحيى را به ايشان ارزانى داشت، و يحيى (ع) از همان كودكى مشغول عبادت شد خداى تعالى از كودكى او را حكمت داده بود، او تمام عمر را به زهد و انقطاع گذرانيد، و هرگز با زنان نياميخت و هيچ يك از لذائذ دنيا او را از خدا به خود مشغول نساخت.
يحيى (ع) معاصر عيسى بن مريم (ع) بود و نبوت او را تصديق كرد و او در ميان قوم خود سيد و شريف بود به طورى كه دلها همه به او توجه مىنمود و به سويش
[١] بحار الانوار، ج ١٤، ص ١٧٩.