ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥١٠ - بحث روايتى روايتى در باره مجوس
(إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا ...) كلمه اساور به طورى كه گفتهاند جمع اسورة است، و اسورة خود جمع سوار است، و سوار به طورى كه راغب[١] گفته معرب دستواره است. و بقيه كلمات آيه روشن است.
(وَ هُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى صِراطِ الْحَمِيدِ) قول طيب كلامى است كه در آن خبائث نباشد. و كلام خبيث به معناى كلامى است كه يكى از اقسام باطل در آن باشد، و خداى تعالى قول طيب مؤمنين را يك جا جمع نموده، و فرموده:(دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ)[٢].
پس معناى اينكه فرمود به سوى قول طيب هدايت شدند اين است كه خداوند وسيله را براى چنين سخنى برايشان فراهم نمود. و هدايتشان به صراط حميد- حميد يكى از اسماء خداست- اين است كه از ايشان جز افعال پسنديده سر نزند، هم چنان كه جز كلام طيب از دهان ايشان بيرون نمىآيد.
ميان آيه مورد بحث و آيه(كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيها وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ) مقابلهاى است، كه خواننده عزيز خود آن را درك مىكند.
بحث روايتى [روايتى در باره مجوس]
در كتاب توحيد به سند خود از اصبغ بن نباته از على (ع) روايت كرده كه در حديثى فرموده: قبل از اينكه مرا از دست بدهيد از من پرسش كنيد. اشعث ابن قيس برخاست و گفت: يا امير المؤمنين از مجوس چطور بايد جزيه گرفت، با اينكه آنها اهل كتاب نيستند، و پيغمبرى به سوى ايشان گسيل نشده؟ فرمود: بله اى اشعث خداوند به سوى آنان كتاب و رسولى فرستاد، تا آنكه وقتى پادشاهى در شبى مست شد و با دختر خود هم بستر گرديد.
[١] مفردات راغب، ماده سور .
[٢] يعنى آرمان و شعارشان در بهشت كلمه سبحانك است و تحيتشان به يكديگر سلام است و آخرين آرمانشان كلمه(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) است. سوره يونس، آيه ١٠.