ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤١٦ - بيان آيات
گفتند: اى ابراهيم آيا تو با خدايان ما چنين كردهاى؟ (٦٢).
گفت: بلكه اين بزرگشان چنين كرده است ببينيد اگر مىتوانند سخن گويند از خودشان بپرسيد (٦٣).
در اين هنگام مردم به ضميرهاى خويش مراجعه كردند و گفتند: شما خودتان ستمگرانيد (٦٤).
سپس سر به زير انداختند و گفتند: تو كه مىدانى كه اينان سخن نتوانند گفت (٦٥).
گفت: پس چرا غير خدا چيزى را كه به هيچ وجه سودتان ندهد و زيان نرساند پرستش مىكنيد؟ (٦٦).
قباحت بر شما و بر آنچه غير از خدا مىپرستيد، چرا به كار خود نمىانديشيد؟ (٦٧).
گفتند: اگر اهل عمل هستيد بايد وى را بسوزانيد و خدايانتان را يارى كنيد (٦٨).
گفتيم: اى آتش بر ابراهيم خنك و سالم باش (٦٩).
در باره او قصد نيرنگى كردند و ما خود آنان را زيانكار كرديم (٧٠).
او و لوط را با مهاجرت به سرزمينى كه در آنجا براى همه جهانيان بركت نهادهايم نجات داديم (٧١).
و اسحاق و يعقوب را اضافه به او بخشيديم و همه را مردانى صالح قرار داديم (٧٢).
و آنان را پيشوايان نموديم تا به فرمان ما رهبرى كنند، و انجام كارهاى نيك و نماز و زكات دادن را به آنان وحى كرديم و همه پرستندگان بودند (٧٣).
و لوط را فرزانگى و دانش داديم و از آن دهكده كه كارهاى پليد مىكردند نجاتش داديم كه آنان گروهى عصيان پيشه بودند (٧٤).
و او را به رحمت خويش در آورديم كه وى از شايستگان بود (٧٥).
و پيش از آن نوح را (به ياد آر) وقتى كه ندا داد و اجابتش كرديم و او را با كسانش از محنت بزرگى نجات داديم (٧٦).
و در قبال قومى كه آيههاى ما را تكذيب مىكردند يارى كرديم كه آنان قومى بد بودند و همگيشان را غرق كرديم (٧٧).
بيان آيات
بعد از آنكه در آيات گذشته به مقدار وافى پيرامون مساله نبوت بحث كرد و آن را مبتنى بر مساله معاد نمود اينك در اين آيات به داستانهاى جمعى از انبياى گرامى كه به سوى