ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٩٢ - توضيحى در مورد تكلم خدا با موسى
استفاده قوه تعقل از آن دليل باشد، نه تلقى از غيب بدون واسطه (پس حاصل كلام اين است كه هم از آيه و هم از حكم عقل استفاده مىشود كه پيغمبران بار اولى كه وحى خداى را مىگيرند طورى هستند و وحى طورى است كه در همان اول در سويداى قلب به صدق آن ايمان پيدا مىكنند).
حال اگر بپرسى خداى تعالى در جاى ديگر داستان فرموده:(وَ نادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا)[١] و در جاى ديگر آن فرموده:(مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ)[٢]، كه از اين آيه استفاده مىشود در تكلم خدا حجابى بوده؟.
مىگوييم: بله و ليكن ثبوت حجاب، و يا آورنده پيام در مقام تكليم، يا تحقق تكليم به وسيله وحى منافات ندارد، براى اينكه وحى هم مانند ساير افعال خدا بدون واسطه نيست، چيزى كه هست امر دائر مدار توجه مخاطبى است كه كلام را تلقى مىكند، اگر متوجه آن واسطهاى كه حامل كلام خدا است بشود و آن واسطه ميان او و خدا حاجب باشد، در اين صورت آن كلام همان رسالتى است كه مثلا فرشتهاى مىآورد، و وحى آن فرشته است (ديگر به چنين چيزى گفته نمىشود فلانى با خدا يا خدا با فلانى تكلم كرد) و اگر متوجه خود خداى تعالى باشد، وحى او خواهد بود (در اين صورت صحيح است گفته شود خدا با فلانى سخن گفت) هر چند كه در واقع حامل كلام خدا فرشتهاى باشد، ولى چون وى متوجه واسطه نشده، وحى، وحى خود خدا مىشود، شاهد اين معنا آيه بعدى مورد بحث است كه خطاب به موسى مىفرمايد: (فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى)- گوش كن به آنچه وحى مىشود كه عين نداى از جانب طور را وحى هم خوانده، و در موارد ديگر كلامش اثبات حجاب هم نموده است.
و كوتاه سخن اينكه: جمله(إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ...) موسى را متوجه مىكند به اينكه موقفى كه دارد موقف حضور و مقام مشافهه (رو در رو سخن گفتن) است و خدا با او خلوت و او را از خود به مزيد عنايت اختصاص داده، و لذا فرمود:(إِنِّي أَنَا رَبُّكَ)- من پروردگار توام و نفرمود انا اللَّه- من خدايم ، يا انا رب العالمين- من رب العالمينم و نيز به همين جهت اگر بعد از آن فرمود(إِنِّي أَنَا اللَّهُ) تكرار جمله قبلى نيست، چون جمله قبلى
[١] او را از ناحيه طور ايمن ندا كرديم، و آهسته نزديكش كرديم. سوره مريم، آيه ٥٢.
[٢] از ساحل راست وادى در آن سرزمين بلند و پر بركت از ميان يك درخت. سوره قصص، آيه ٣٠.