ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٧٨ - روايتى كه بنا بر آن مقصود از جمله ثم اهتدى در آيه و إني لغفار لمن تاب ولايت اهل بيت
مؤلف: طبرسى در احتجاج روايتى بدون سند در معناى اين حديث آورده است[١].
و در كافى به سند خود از عبد الرحمن بن ابى ليلى، از ابى عبد اللَّه امام صادق (ع) روايت آورده كه فرمود: خداى تعالى قبول نمىكند مگر عمل صالح را و نيز قبول نمىكند مگر وفاى به شرط و عهد را، پس هر كس به شرط خدا وفا كند و آنچه را كه او در عهد خود قيد كرده به كار بندد، به آنچه نزد وى است مىرسد و وعده خود را تكميل كرده، زيرا خداى تعالى بندگان خود را به راه هدايت خبر داده و براى آنان در آن راه هدايت، علامتها نصب كرده و بيان كرده كه چگونه آن راه را سلوك كنند، و فرموده(وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى) و نيز فرموده:(إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ) پس هر كس از خدا در آنچه دستور داده بترسد خداى را مؤمن ملاقات مىكند مؤمن به آنچه رسول خدا آورده[٢].
و در مجمع البيان گفته است: امام ابى جعفر (ع) فرموده: مقصود از جمله(ثُمَّ اهْتَدى) اهتداء به ولايت اهل بيت است، زيرا به خدا سوگند اگر كسى خدا را در تمام عمرش در بين ركن و مقام عبادت كند، آن گاه بدون ولايت ما بميرد به صورت، در آتشش مىكند[٣] و اين روايت را حاكم ابو القاسم حسكانى به سند خود نقل نموده و عياشى هم در تفسير خود به چند طريق نقل كرده است[٤].
[روايتى كه بنا بر آن مقصود از جمله:(ثُمَّ اهْتَدى) در آيه:(وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ ...) ولايت اهل بيت : است]
مؤلف: كافى هم آن را به سند خود از سدير از آن جناب آورده و قمى در تفسيرش به سند خود از حارث بن عمر از آن جناب و نيز ابن شهر آشوب در مناقب از ابى الجارود و ابى الصباح كناسى از امام صادق و از ابى حمزه از امام سجاد نظير آن را روايت كردهاند، چيزى كه هست در اين چند روايت به جاى كلمه اهتداء به ولايت اهل بيت ، اهتداء به ما اهل بيت آمده است.
و مراد از ولايت در آن حديث ولايت امور مردم در دين و دنيا است كه معنايش همان مرجعيت است در اخذ معارف دين و شرايع آن و در اداره امور مجتمع.
هم چنان كه رسول خدا به نص قرآن كريم داراى چنين ولايتى بود، و در امثال آيه(النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ) بدان تصريح شده. سپس اين مقام بعد از پيغمبر براى عترت او قرار داده شد. آيه ولايت در قرآن كريم و احاديث متواترى كه از رسول خدا ٦
[١] احتجاج، ج ٢، ص ٥٥.
[٢] سوره مائده، آيه ٢٧.
[٣] مجمع البيان، ج ٧، ص ٢٣.
[٤] تفسير برهان، ج ٣، ص ٤٠ به نقل از عياشى.