ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤١٠ - تهديد كافران استهزاء كننده به آتشى كه ناگهانى مىآيد و
آوردن قدر شخص است به وسيله زبان[١] و كلمه حيق به معناى حلول است، و مراد از(ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ) عذاب است، در اين آيه رسول خدا ٦ را تسليت، و كفار را تهديد مىكند.
(قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ مِنَ الرَّحْمنِ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ).
كلمه يكلؤكم از كلائه، به معناى حفظ است، و معنايش اين است كه: از ايشان بپرس چه كسى است كه شما را از رحمان حفظ كند، اگر او بخواهد عذابتان كند؟ و كلمه بل بعد از اين دستور، اعراض از تاثير موعظه است، يعنى موعظه و انذار فائدهاى ندارد، چون ايشان از ذكر پروردگارشان (قرآن)، روى گردانند، و به آن اعتنايى ندارند، و نمىخواهند به آن گوش دهند. بعضى[٢] گفتهاند: مراد از ذكر، مطلق موعظه و استدلال است، نه خصوص قرآن.
(أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُمْ مِنْ دُونِنا لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ وَ لا هُمْ مِنَّا يُصْحَبُونَ).
كلمه ام به اصطلاح علم نحو منقطعه است، و استفهام در آيه، انكارى است، و دو جمله تمنعهم و(مِنْ دُونِنا) هر دو صفت آلهه است، و معناى آيه اين است: بلكه سؤال كن آيا آلههاى غير ما دارند كه ايشان را از عذاب ما حفظ كند؟.
(لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ ...)- اين جمله تعليل نفى است كه از استفهام انكارى قبل استفاده مىشود، و به همين جهت اين جمله به فصل آمد، نه به وصل، و تقدير آن اين است كه: نه، ايشان آلههاى اين چنين ندارند، و چون آنچه آنان آلههاش ناميدهاند، نمىتوانند خود را يارى كنند، به اين معنا كه بعضى بعضى ديگر را يارى كنند و يا از عذاب ما پناه دهند و حفظ كنند، تا چه رسد به اينكه پرستندگان خود را كه همان مشركين هستند يارى كنند، و يا پناه دهند. بعضى[٣] گفتهاند: ضماير جمع در آيه شريفه همه به مشركين بر مىگردد، ولى سياق از چنين تفسيرى ابا دارد.
(بَلْ مَتَّعْنا هؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتَّى طالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ ...).
اين جمله باز اعراض از آيه قبلى است، هم چنان كه جمله(بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ)، اضراب از آيه قبليش بود، و مضامين همه به طورى كه ملاحظه مىكنيد قريب به هم است.
[١] ( ١، ٢) مجمع البيان، ج ٧، ص ٤٩.
[٢] ( ١، ٢) مجمع البيان، ج ٧، ص ٤٩.
[٣] روح المعانى، ج ١٧، ص ٥٢ به نقل از ابن عباس.