ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٧ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات مربوط به مريم و حمل او به عيسى و تكلم عيسى در نوزادى و )
(وَ نَرِثُهُ ما يَقُولُ وَ يَأْتِينا فَرْداً)[١] ملك را به خود منحصر كرده است.
و مرجع معناى اين وراثت به اين است كه هر موجودى به سوى او بازگشت كند و محشور گردد، و بنا بر اين، جمله(وَ إِلَيْنا يُرْجَعُونَ) عطف تفسير و به منزله تعليل براى جمله دوم، و يا براى مجموع دو جمله خواهد بود، كه بنا بر اينكه تعليل براى هر دو جمله باشد جنبه صاحبان عقل را بر ساير موجودات غلبه داده، و يا تمامى موجودات در روز بازگشت به او عاقل مىشوند.
اين وجه از هر وجه ديگرى از شبهه تكرار سالمتر است چون بنا بر وجه اول تكرار لازم مىآمد و معناى آيه مثل اين مىشد كه كسى بگويد: من مال زيد و زيد را ارث بردم.
و اينكه سخن در باره عيسى (ع) را با اين آيه ختم كرده خالى از مناسبت نيست، چون (على رغم مسيحيان كه مسيح را فرزند خدا مىپندارند) مىفهماند كه وراثت خدا خود يكى از ادله اين است كه او فرزند ندارد، زيرا كسى به فرزند احتياج دارد كه بخواهد وارث او باشد، و كسى كه خود وارث تمامى موجودات است احتياجى به فرزند ندارد.
بحث روايتى [ (رواياتى در ذيل آيات مربوط به مريم و حمل او به عيسى و تكلم عيسى در نوزادى و ...)]
در مجمع البيان گفته: از امام باقر (ع) روايت شده كه فرمود: او يعنى جبرئيل گريبان و يقه پيراهن مريم را گرفت و در آن دميد، دميدنى كه با آن فرزند در رحمش در يك ساعت به حد كمال رسيد، كمالى كه در رحم ساير زنان احتياج به نه ماه وقت دارد، آرى در عرض يك ساعت زنى باردار و سنگين شد، كه وقتى خالهاش بدو نگريست او را نشناخت، و مريم در حالى كه از او و از زكريا خجالت مىكشيد راه خود را گرفت و رفت. و بعضى گفتهاند مدت حملش نه ساعت بود. و اين از امام صادق (ع) هم روايت شده[٢].
مؤلف: و در بعضى روايات آمده كه مدت حمل او شش ماه بود[٣].
و در مجمع در ذيل آيه(قالَتْ يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا ...) گفته است: علت اينكه مريم آرزوى مرگ كرد اين بود كه- تا آنجا كه مىگويد- و از امام صادق (ع) روايت شده كه چون در ميان قوم خود حتى يك نفر رشيد و صاحب فراست سراغ نداشت كه او را
[١] آنچه مىگويد ارث مىبريم و يكه و تنها نزد ما مىآيد. سوره مريم، آيه ٨٠.
[٢] مجمع البيان، ج ٣، ص ٥١١.
[٣] تفسير برهان، ج ٣، ص ٩.