ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٤ - گفت و شنود مريم و جبرئيل
معناى هر چيز پر نمو و شايسته و بتهدار است.
و از لطافتهايى كه در اين سوره در نقل داستانهاى زكريا و مريم و ابراهيم و موسى به كار برده تعبير واحدى است كه همه جا فرمود: وهب يعنى يحيى را به زكريا، و عيسى را به مريم، و اسحاق و يعقوب را به ابراهيم و هارون را به موسى بخشيد.
( قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا .)
مس بشر به قرينه اين كه در مقابل زنا قرار گرفته كنايه از نكاح است و اين در ذات خود اعم است و لذا در سوره آل عمران كه بعد از مريم نازل شده اكتفاء كرده است به جمله(لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ) و ديگر نامى از بغى (زنا) نبرده و استفهام در آيه شريفه از باب تعجب است، يعنى چگونه براى من فرزند مىشود با اينكه قبل از اين با هيچ مردى نياميختهام نه از راه حلال و ازدواج، و نه از راه حرام و زنا؟!.
و سياق اين معنا را مىرساند كه مريم از كلام جبرئيل كه گفت: تا پسرى به تو ببخشم ... فهميده كه اين پسر را در همين حال مىبخشد، و لذا گفت: هيچ بشرى با من تماس نگرفته و زناكار هم نبودهام و در اين جمله فهماند كه فرزنددار شدن من الآن منوط به اين است كه چند ماه قبل نكاح و يا زنايى صورت گرفته باشد و حال آنكه صورت نگرفته.
( قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ ... .)
يعنى روح به او گفت: مطلب از همين قرار است كه به تو گفتم (آن گاه گفت) پروردگارت گفته كه: آن براى من آسان است، و توضيح اين دو جمله در داستان زكريا و يحيى (ع) گذشت.
(وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا)- بعضى از اغراض خلقت مسيح را به اين طرز خارق العاده خاطر نشان مىشود، و اين جمله عطف است بر مقدر، و معنايش اين است كه ما او را با نفخ روح، و بدون پدر به خاطر اين منظور خلق كرديم، و نيز به خاطر اينكه آيتى باشد براى مردم و رحمتى باشد از ما، با خلقتش آيتى باشد و با رسالت و معجزاتش رحمتى، و از اين قبيل تعبيرها كه غرضهايى را حذف و غرضهاى ديگرى بر آن محذوف عطف شود در قرآن كريم بسيار است مانند آيه(وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ)[١] و اين تعبير خود اشاره به اين معنا است كه غرضهاى الهى امورى نيست كه فهم بشر بدان احاطه يافته و الفاظ گنجايش همه آنها را
[١] سوره انعام، آيه ٧٥.