ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٩ - بحث روايتى رواياتى در ذيل آيات مربوط به داستان موسى
نيستى، بلكه بنده و مربوب ربى هستى.
و نيز فرمود:(وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى) و نفرمود: سلام بر تو اگر هدايت را دنبال كنى هم چنان كه در جمله مقابلش نيز اعتنايى به وى نكرد و به طور كلى فرمود: (أَنَّ الْعَذابَ عَلى مَنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى)- عذاب سرنوشت هر كسى است كه تكذيب كند و اعراض نمايد .
همه اينها را اگر به دقت در نظر بگيريم مناسبتر است با لحن جمله(لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى) و نكتهاى كه از آن استفاده مىشود، زيرا از آن كمال احاطه و عزت و قدرتى بر مىآيد كه هيچ نيرويى تاب مقاومت در برابرش را ندارد، (آرى در دعوت به عبوديت و ربوبيت چنين خدايى مناسبتر همان است كه فرعونها بىمقدار و به هيچ گرفته شوند).
اما اين تعبيرات در عين حال كه بىمقدارى و بىارزشى فرعون را مىرساند، اولا هيچگونه خشونتى نداشته و از نرمى و ملايمت كه قبل از اين موسى را بدان امر مىكرد بيرون نشده است، و ثانيا سخن حق را به گوش فرعون رسانيده، بدون اينكه تملق كرده و از سلطنت باطل فرعون و عزت دروغيش مرعوب شده باشد.
بحث روايتى [رواياتى در ذيل آيات مربوط به داستان موسى ٧]
در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام باقر (ع) آمده كه در ذيل جمله(آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ) مىفرمود: يعنى پارهاى آتش برايتان بياورم تا گرم شويد ، (أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً)- يا بر سر آن آتش كسى را بيابم كه راه را بما نشان دهد چون موسى (ع) راه را گم كرده بود[١].
و در كتاب فقيه آمده كه شخصى از امام صادق (ع) پرسيد: چرا موسى (ع) مامور كندن كفش خود شد كه قرآن در بارهاش مىفرمايد:(فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً)؟ فرمود: چون كفشهايش از پوست خر مرده بود[٢].
مؤلف: اين روايت را تفسير قمى نيز بدون ذكر سند و آن هم با ضمير (يعنى از آن حضرت) آورده[٣] و در الدر المنثور هم از عبد الرزاق و فارابى و عبد بن حميد و ابن ابى حاتم از
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ٦٠.
[٢] الفقيه، ج ١، ص ١٦٠، ح ٢.
[٣] تفسير قمى، ج ٢، ص ٦٠.