ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٩١ - تقرير برهان كه با بيان فتق آسمانها و زمين بعد از رتق آنها(كانتا رتقا ففتقناهما) براى توحيد خداى تعالى در ربوبيت و تدبير اقامه شده است
مقصودش از(الَّذِينَ كَفَرُوا) به طورى كه از سياق بر مىآيد وثنىها است، كه ميان خلقت و تدبير جدايى انداخته، خلقت را به خدا، و تدبير را به آلهه نسبت دادند، و براى اينكه خطاى آنان را روشن سازد، نظرشان را معطوف به موجوداتى كرده كه ميان خلقت و تدبير آنها جدايى تصور ندارد، و هيچ كس شك نمىكند كه خلقت و تدبير آنها هر دو از خدا است، مانند آسمان و زمين، كه ابتدا يكپارچه بودهاند، و بعد، از يكديگر جداشان كرده است، و چنين خلقتى از تدبير جدا نيست، چگونه ممكن است خلقت آسمان و زمين از يكى باشد، آن وقت جدا سازيش از ديگرى؟.
و ما به طور دائم جداسازى مركبات زمينى و آسمانى را از هم مشاهده مىكنيم، و مىبينيم كه انواع نباتات از زمين، و حيوانات از حيواناتى ديگر، و انسانها از انسانهاى ديگر، جدا مىشوند، و بعد از جدا شدن صورتى ديگر به خود مىگيرند، و هر يك آثارى غير آثار زمان اتصال، از خود بروز مىدهند، آثارى كه در زمان اتصال هيچ خبرى از آنها نبود.
آرى اين آثار كه در زمان جدايى، فعليت پيدا مىكند در زمان اتصال نيز بوده، ولى به طور قوه در آنها به وديعه سپرده شده بود، و همين قوه كه در آنها است، رتق و اتصال است، و فعليتها، فتق و جدايى.
آسمانها و زمين و اجرامى كه دارند، حالشان حال افراد يك نوع است كه در باره آنها صحبت شد، اجرام فلكى و زمين كه ما بر روى آن هستيم هر چند كه عمر ناچيز ما اجازه نمىدهد تمام حوادث جزئى را كه در آن صورت مىگيرد ببينيم، و يا بدو خلقت زمين و نابود شدنش را شاهد باشيم، ليكن اينقدر مىدانيم كه زمين از ماده تكون يافته، و تمامى احكام ماده در آن جريان دارد، و زمين از احكام ماده مستثنى نيست.
از همين راه كه مرتب جزئياتى از زمين جدا گشته به صورت مركبات و مواليد جلوه مىكنند، و همچنين مواليدى كه در جو پديد مىآيد ما را راهنمايى مىكند بر اينكه روزى همه اين موجودات منفصل و جداى از هم، منظم و متصل به هم بودند، يعنى يك موجود بوده، كه ديگر امتيازى ميان زمين و آسمان نبوده، يك موجود رتق و متصل الاجزاء بوده، و بعدا خداى تعالى آن را فتق كرده، و در تحت تدبيرى منظم و متقن، موجوداتى بىشمار از شكم آن يك موجود بيرون آورده، كه هر يك براى خود داراى فضيلتها و آثارى شدند.
اين آن معنايى است كه در يك نظر سطحى و ساده، از خلقت اين عالم، و پيدايش اجزاى علوى و سفليش به نظر مىرسد، خلقتى كه توأم با تدبير و نظام جارى در همه اجزاى آن است.