ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٧٧ - طريقه و روش ائمه اهل بيت
كنايه از استيلاء و گستردگى سلطنت باشد.
و در توحيد به سند خود از مفضل بن عمر، از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: هر كس گمان كند كه خدا از چيزى يا در چيزى يا بر چيزى است، به خدا شرك ورزيده، آن گاه فرمود: و هر كس خيال كند كه خدا از چيزى است او را حادث و پديده دانسته، و هر كس بپندارد كه او در چيزى است او را محصور كرده، و هر كس بپندارد كه او بر چيزى است او را محمول چيزى قرار داده[١].
و در آن كتاب از امام صادق (ع) در حديثى طولانى روايت كرده كه در آن آمده: سائل پرسيد معناى(الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى) چيست؟ فرمود: خداوند با اين بيان خود را توصيف كرده، و همين طور هم هست، او مستولى بر عرش و جداى از خلق خويش است، نه اينكه عرش او را حمل كرده باشد، و يا در خود جا داده باشد، و نه اينكه عرش او ممتاز از او باشد، و ليكن ما مىگوييم او حامل عرش و نگهدارنده آن است، و در اين باره همان را مىگوييم كه خودش در جمله( وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ)- كرسى او بر همه آسمانها و زمين گسترده بيان فرموده.
پس ما در باره معناى عرش و كرسى همان را مىگوييم كه خود او فرموده، و آن را نفى مىكنيم كه خودش نفى كرده، و آن اين است كه عرش و كرسى، او را در بر گرفته باشد، و خداى عز و جل محتاج جا و نشيمنگاه باشد، و يا به چيزى از مخلوقات خود نياز داشته باشد، بلكه خلق او محتاج اويند[٢].
[طريقه و روش ائمه اهل بيت : در ارجاع متشابهات قرآن به محكمات و بيان حقائق و معارف دقيقه، هم در مقام نفى و هم در مقام اثبات]
مؤلف: اينكه فرمود: در باره معناى عرش و كرسى همان را مىگوئيم كه خود او فرموده ... اشاره است به طريقه امامان اهل بيت (ع) كه در تفسير همه آيات متشابه قرآنى دارند، و آن اين است كه آياتى كه در باره اسماء و صفات و افعال خدا، و آيات خارج از حس بحث مىكند را به آيات محكمات ارجاع مىدهند، يعنى با اينها آنها را معنا مىكنند، و آنچه را كه آيات محكمات از خدا نفى مىكند، از مدلول آيات متشابه حذف مىكنند، اصل معنا را مىگيرند و شوائب نقص و امكان را كه ظاهر آيات متشابه متضمن آن است حذف مىكنند.
در نتيجه عرش عبارت مىشود از مقامى كه زمام همه اوامر و احكام صادره از ملك از
[١] توحيد صدوق، ص ٣١٧.
[٢] توحيد صدوق، ص ٢٤٨.