ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠ - فرزند خواستن زكريا
كه هم اعتقادش و هم عملش مورد پسند باشد، يعنى خدايا او را آراسته به علم نافع و عمل صالح گردان.
خداى عز و جل اين داستان را در سوره آل عمران هم كه سورهاى است مدنى و بعد از سوره مريم نازل شده در ذيل داستان مريم آورده و فرموده:(فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ)[١].
و هر كس در اين دو آيه دقت كند جاى شكى برايش باقى نمىماند كه تنها چيزى كه زكريا را به دعاء وادار كرد و آن دعاى مذكور را نمود همان كرامتى بود كه از خدا نسبت به مريم مشاهده كرد، و عبوديت و خلوصى بود كه مريم نسبت به خدايش داشت. از مشاهده اين وضع لذت برد، و دوست داشت كه اى كاش بعد از او هم فرزندى داراى قرب و كرامتى اين چنين مىداشت، ليكن از سوى ديگر متوجه سالخوردگى و ناتوانى خود و پيرى و نازايى همسرش شد و به ياد وارثانش كه هيچ يك حال و وضعى چون مريم ندارند افتاده، دچار وجد و شعفى سوزان گرديد، و ناگهان جرقهاى در دلش شعله زد و به ياد اين معنا افتاد كه خداى تعالى تا اين روز از زندگيش وى را به استجابت دعا و كفايت همه مهمات عادت داده بود، لذا دست به دعا بلند كرده با دلى سرشار از اميد ذريهاى طيب درخواست نمود.
پس جمله(رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً ) در سوره آل عمران در مقابل(فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا) است. و كلمه طيبة در آنجا مقابل جمله(وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا) در اينجا است. و مراد از رضى هم همان قرب و كرامتى بود كه از خدا نسبت به مريم ديد، و آن عمل صالحى بود كه از مريم نسبت به خدا مشاهده كرد. باقى مىماند جمله(هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً) در آنجا، در مقابل(فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ) در اينجا كه در حقيقت تفسير كننده كلمه وليا در آنجا است. پس مقصود از جمله(وَلِيًّا يَرِثُنِي ...) فرزند صلبى است كه از او ارث ببرد.
[١] پروردگارش دختر او را قبول كرد، و او را به طرز نيكى رويانيد و زكريا سرپرست او شد، هر وقت زكريا بر او در محرابش وارد مىشد نزدش رزقى( خوردنى) مىيافت، و مىپرسيد اى مريم اين از كجا برايت فراهم شده؟ مىگفت از نزد خداست كه خدا هر كه را بخواهد بىحساب رزق مىدهد. اينجا بود كه( اميد زكريا به لطف خدا به هيجان آمده) پروردگار خود را ندا كرد كه اى پروردگار من مرا از نزد خودت ذريه پاكى ارزانى دار كه تو شنواى دعائى. سوره آل عمران، آيات ٣٧ و ٣٨.