ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٥٨ - بحث روايتى چند روايت در باره اذن قتال و تشريع جهاد با نزول آيه أذن للذين يقاتلون
شدن حقيقت است در آن روز، و گر نه در دنيا هم ملك براى خدا است، و اين اختصاص به روز قيامت ندارد، و همچنين در نظاير اين اوصاف كه براى روز قيامت در قرآن آمده، از قبيل(الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ)،(الْقُوَّةَ لِلَّهِ)، و مانند آن، كه منظور ظهور آن وصف است.
در اينجا لازم است مطلب را توضيح دهيم تا كسى از خوانندگان عزيز دچار اشتباه نشود: منظور ما از اينكه گفتيم در روز قيامت براى همه روشن مىشود كه ملك براى خدا است ملك مجازى نيست، چون ملك دو قسم است، يكى ملك حقيقى و حق، و ديگرى مجازى و صورى. آنچه از مصاديق ملك در اين عالم براى اشياء و اشخاص ملاحظه مىكنيم ملك مجازى و صورى است كه خدا به آنها داده، البته در عين اينكه داده باز ملك خود اوست. اين دو قسم ملك همواره هست تا قيامت به پا شود، آن وقت ديگر اثرى از ملك مجازى و صورى باقى نمىماند، در نتيجه ديگر احدى از موجودات عالم صفت مالكيت را ندارند. پس، از معناى مالك باقى نمىماند مگر ملك حقيقى و حق، كه آن هم براى خدا است و بس. پس يكى از خصايص روز قيامت اين مىشود كه آن روز ملك براى خدا است، و همچنين آن روز عزت و قدرت و امر براى خدا است.
(يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ)- يعنى آن روز غير از خدا هيچ حاكمى ديگر غير او نيست، چون حكم راندن از فروعات ملك است، وقتى در آن روز براى احدى هيچ نصيبى از ملك نماند، هيچ نصيبى از حكم راندن هم نمىماند.
(فَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ، وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا)- مقصود از(الَّذِينَ كَفَرُوا ...) معاندين هستند كه از حق استكبار مىورزند.
(فَأُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ)- اين جمله بيان همان حكمى است كه خداى تعالى در آن روز مىراند.
بحث روايتى [چند روايت در باره اذن قتال و تشريع جهاد با نزول آيه:(أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ ...)]
در مجمع البيان مىگويد: از امام باقر (ع) روايت شده كه فرمود: رسول خدا ٦ هنوز مامور به قتال و ماذون به آن نشده بود كه آيه(أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا) نازل، و جبرئيل شخصا شمشير بر كمر آن جناب ببست[١].
[١] مجمع البيان ... نور الثقلين، ج ٣، ص ٥٠١.