ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٨٠ - بحث روايتى(روايتى در ذيل آيه يا أيها الناس اتقوا ربكم إن زلزلة الساعة شيء عظيم و سخن پيامبر
(وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ ) نازل شد، رسول خدا ٦ در سفر بود، پس رو به اصحاب خود كرده فرمود: هيچ مىدانيد اين چه روزى است؟ عرضه داشتند: خدا و رسولش داناتر است. فرمود: اين روزى است كه خدا به آدم مىفرمايد: برخيز برخاستن آتش. مىگويد:
پروردگارا برخاستن آتش يعنى چه؟ مىفرمايد: از هر هزار نفر نهصد و نود و نه نفر به سوى آتش، و يك نفر به سوى بهشت.
مسلمانان شروع كردند به گريه، حضرت فرمود: به هم نزديك شويد و به سوى رشد برويد چون هيچ نبوتى نبود مگر آنكه قبل از آن جاهليتى بوده، آتش هر چه از جاهليت گرفت كه گرفته، و اگر كامل نشد از منافقين مىگيرد، و مثل شما نيست مگر مثل رنگ مخالفى كه در بازوى حيوان و يا مثل خالى است كه در پهلوى شتر باشيد. آن گاه فرمود: من اميدوارم كه شما يك چهارم اهل بهشت باشيد. پس ياران تكبير گفتند. آن گاه فرمود: من اميدوارم كه شما يك سوم اهل بهشت باشيد. باز تكبير گفتند. آن گاه فرمود: من خيلى اميدوارم كه شما نصف اهل بهشت باشد. باز تكبير گفتند، راوى مىگويد نفهميدم دو ثلث را هم فرمود يا نه[١].
مؤلف: اين روايت به طرق بسيارى ديگر از عمران، ابن عباس، ابى سعيد خدرى، ابى موسى و انس، نقل شده كه البته در متن آنها اختلافى هست، از همه آن متون معتدلتر همين روايتى است كه ما ايراد كرديم.
و در تفسير قمى در ذيل آيه(وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى) فرمودند: يعنى از شدت اندوه و فزع عقلشان زايل گشته، دچار حيرت مىشوند[٢].
[١] الدر المنثور، ج ٤، ص ٣٤٣.
[٢] تفسير قمى، ج ٢، ص ٧٨.