ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٢٠ - روايتى كه حاكى است از دعاى پيامبر گرامى
على (ع) همين معنا آمده ولى در روايتى ديگر رد شده است، سياق آيه هم مىرساند كه كندن كفش صرفا به منظور احترام مكان بوده[١].
و در مجمع البيان در ذيل جمله(أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي) گفته است: بعضى گفتهاند معنايش اين است كه هر وقت به يادت آمد كه نمازى به گردنت هست چه در وقت و چه در خارج وقت، آن را به جاى آر، و اين قول از بيشتر مفسرين نقل شده و از امام ابى جعفر (ع) هم نقل شده و روايت انس از رسول خدا ٦ كه فرمود: هر كه نماز را فراموش كرد هر وقت يادش آمد بخواند، ديگر كفارهاى به گردنش نيست آن را تاييد مىكند، و اين روايت را مسلم در صحيح خود آورده است[٢].
مؤلف: اين حديث به طرق ديگرى از اهل سنت با سند و بى سند از رسول خدا ٦ نقل شده[٣]، و از طرق شيعه از امام باقر و صادق (ع) آمده است[٤].
و در مجمع البيان در ذيل جمله(أَكادُ أُخْفِيها) از ابن عباس نقل كرده كه جمله را به صورت: اكاد اخفيها عن نفسى قرائت كرده و در قرائت ابى نيز به همين صورت آمده و از امام صادق (ع) نيز روايت شده (كه بنا بر آن معنا چنين مىشود: نزديك است كه وقت قيامت را از خودم هم پنهان بدارم)[٥].
[روايتى كه حاكى است از دعاى پيامبر گرامى ٦ در باره امير المؤمنين ٧، مشابه دعاى موسى ٧ و درخواست وزارت هارون و شركت دادن او در امرش]
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه و خطيب و ابن عساكر، از اسماء بنت عميس روايت آوردهاند كه گفت: رسول خدا ٦ را ديدم كه در مقابل كوه ثبير ايستاده بود و مىفرمود: اى كوه ثبير روشن باش، اى كوه ثبير روشن باش، بار الها از تو آن مىخواهم كه برادرم موسى خواست و آن اين است كه: سينهام را گشاده كنى، و كارم را آسان سازى و گره از زبانم باز كنى، تا سخنانم را بفهمند، و از اهل بيتم برادرم على را وزيرم سازى، و پشتم را به وسيله او محكم كنى و او را در كار من شريك سازى، تا تو را بسيار تسبيح كنيم، و بسيار ذكر گوييم، كه تو به ما بصير هستى [٦].
مؤلف: قريب به اين معنا از سلفى از امام باقر (ع) و همچنين در
[١] الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٩٢.
[٢] مجمع البيان، ج ٧، ص ٦.
[٣] روح المعانى، ج ١٦، ص ١٧١.
[٤] فروع كافى، ج ٣، ص ٢٩٣، ح ٤ و ٥.
[٥] مجمع البيان، ج ٧، ص ٦.
[٦] الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٩٥.