ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢١ - توضيحى در مورد منافع دنيوى و اخروى حج
جهت ديگران آن را به ندا تفسير كردهاند. و كلمه حج در اصل لغت به معناى قصد است و اگر عمل مخصوص در بيت الحرام را كه اولين بار ابراهيم (ع) آن را تشريع نمود و در شريعت محمدى ٦ نيز جريان يافت حج ناميدهاند به همين جهت است كه هر كس بخواهد اين عمل را انجام دهد قصد خانه خدا مىكند. و كلمه رجال جمع راجل پياده است كه در مقابل راكب- سواره است. و كلمه ضامر به معناى لاغرى است كه از زياد راه رفتن لاغر شده باشد. و كلمه فج به طورى كه گفتهاند[١] به معناى راه دور است.
(وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ)- يعنى در ميان مردم ندا كن كه قصد خانه كنند و يا عمل حج را انجام دهند. اين جمله عطف است بر جمله(لا تُشْرِكْ بِي شَيْئاً) و مخاطب در آن ابراهيم (ع) است. و اينكه بعضى[٢] از مفسرين مخاطب به آن را رسول خدا ٦ دانستهاند از سياق آيات بعيد است.
(يَأْتُوكَ رِجالًا ...)- اين جمله جواب امر است. يعنى در ميان مردم اعلام كن كه اگر اعلام كنى مردم چه پياده و چه سوار بر اشتران لاغر از هر راه دورى خواهند آمد. و لفظ كل در امثال اين موارد معناى كثرت را افاده مىكند، نه معناى استغراق و كليت را.
(لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ ...) لام بر سر جمله مورد بحث لام تعليل، و يا لام غايت است. و اين جار و مجرور متعلق است به جمله ياتوك يعنى اگر اعلام كنى مىآيند، به سوى تو، براى اينكه منافع خود را مشاهده كنند. و بنا بر اينكه لام غايت باشد معنا اين مىشود كه: مىآيند به سوى تو و منافع خود را مشاهده مىكنند.
[توضيحى در مورد منافع دنيوى و اخروى حج]
در اين جمله منافع مطلق ذكر شده، و نفرموده منافع دنيايى، و يا اخروى، چون منافع دو نوع است يكى دنيوى كه در همين زندگى اجتماعى دنيا سود بخشيده، و زندگى آدمى را صفا مىدهد و حوائج گوناگون او را بر آورده، نواقص مختلف آن را بر طرف مىسازد، مانند تجارت، سياست، امارت، تدبير، و اقسام رسوم و آداب و سنن، و عادات، و انواع تعاون و ياريهاى اجتماعى، و غير آن.
و معلوم است كه وقتى اقوام و امتهاى مختلف از مناطق مختلف زمين با همه تفاوتها
[١] مجمع البيان، ج ٧، ص ٨١.
[٢] روح المعانى، ج ١٧، ص ١٤٢.