ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٩٤ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات گذشته مربوط به قذف به حق بر باطل، وصف ملائكه، استدلال بر نفى آلهه و )
مراد از اينكه فرمود مردم از آيات آن رو مىگردانند اين است كه حوادث جوى را مىبينند و با اينكه دليل روشنى بر مدبر واحد و ايجاد كننده واحد است باز متوجه نمىشوند و به شرك خود ادامه مىدهند.
(وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ).
از ظاهر آيه به خوبى بر مىآيد كه مىخواهد براى هر يك از شب- كه ملازم سايه مخروطى شكل وجه زمين است- و روز- كه سمت مقابل آفتاب است- و نيز براى هر يك از آفتاب و ماه فلك اثبات كند و بنا بر اين قهرا بايد مراد از فلك مدار هر يك از آنها باشد.
ولى با اينكه ظاهر آيه روشن است مع ذلك بايد بگوييم مراد از فلك اوضاع و احوالى كه در جو زمين و آثارى كه آنها در زمين مىگذارند مىباشد هر چند كه حال اجرام ديگر بر خلاف آنها باشد پس بنا بر اين آيه شريفه تنها براى زمين اثبات شب و روز مىكند، ديگر دلالت ندارد بر اينكه آفتاب و ماه و ثوابت و سيارات (چه آنها كه از خود نور دارند و چه آنها كه كسب نور مىكنند) شب و روز دارند. يسبحون اين كلمه از سبح اشتقاق يافته است كه به معناى جريان و شناى در آب است. بعضى[١] از مفسرين گفتهاند اينكه سير كرات در فضا را شناى در فضا ناميد از اين جهت بوده كه كار آفتاب و ماه را كار عقلا خوانده چنان كه در جاى ديگر فرموده(وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ)[٢].
بحث روايتى [ (رواياتى در ذيل آيات گذشته مربوط به: قذف به حق بر باطل، وصف ملائكه، استدلال بر نفى آلهه و ...)]
در كتاب محاسن به سند خود از يونس و او بدون ذكر سند از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: هيچ باطلى در برابر حق قرار نمىگيرد مگر آنكه مغلوب حق مىشود چون خداى تعالى فرمود:(بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ)[٣].
و در همان كتاب به سند خود از ايوب بن حر روايت كرده كه گفت: امام صادق (ع) فرمود: اى ايوب هيچ كس نيست مگر آنكه حق خود را به او نشان مىدهد تا حدى كه در قلب او جاى مىكند حال يا آن را قبول مىكند و يا نمىكند زيرا خداى تعالى
[١] منهج الصادقين، ج ٦، ص ٦٦.
[٢] من ديدم آفتاب و ماه را كه برايم سجده مىكردند. سوره يوسف، آيه ٤.
[٣] محاسن برقى، ص ٢٢٦.